یکشنبه سی ام دی 1386
استان کرمانشاه و معضلی به نام لمپنیسم انتخاباتی
برگزاري ادواري انتخابات در كشور ما ، فرصت مناسبي است تا با رجوع به افكار عمومي ، پايگاه اجتماعي افراد و گروههاي سياسي سنجيده شده و تمريني براي دموكراتيزه كردن جامعه اعمال گردد . به عبارتي راه گريز ناپذير توسعه سياسي ، از دل رفتارهاي دموكراتيك احزاب ، گروهها و مجامع صنفي و سياسي بيرون مي آيد . اما اثر بخشي همه اينها معطوف به پاگيري و نهادينه شدن احزاب سياسي فراگير است تا بتوانند ما را در راه رسيدن به استقرار يك نظام سياسي مردمسالار اميدوار سازد . متأسفانه احزاب سياسي ما نه تنها نمي توانند نقش خود را در مهار قدرت و نمايندگي طبقات اجتماعي به خوبي ايفا نمايند ، بلكه از برقراري يك ارتباط متعامل و هدفمند با مردم و اقشار اجتماع نيز عاجزند . اين نقيصه سبب شده كه در موسم انتخابات و ميدان رقابت افراد و گروهها كه قاعدتأ بايد شاهد نقش آفريني احزاب سياسي باشيم ، نظاره گر حضور متغير هاي ديگري هستیم كه وارد عرصه انتخابات شده و بخش وسيعي از افكار عمومي را با خود همنوا مي سازند . يكي از اين متغـيرها ، پديده « لمپنيسم انتخاباتي » است كه هر دوره بيش از ادوار گذشته شاهد رشد و شيوع آن در سطح استان كرمانشاه هستيم . بديهي است تداوم اين پديده و گسترش هر چه بيشتر آن مي تواند فضاي سياسي استان را كدر كرده و بيشتر از اين موجب تاراندن نيروهاي فهيم از عرصه مسائل سياسي و انتخاباتي استان گردد . انتخابات های ادواری چند سال گذشته استان كرمانشاه ، اين پديده بديع را از زير پوست جامعه به سطح كشانده و هر چه بيشتر ماهيت آن را عريان نموده ودر معرض ديد و داوري چشمان حيرت زده ناظرين سياسي قرار داده است . مشاهده تصویر کاندیداهایی مسلح به سلاح گرم یا سوار بر اسب با شکل و شمایل خاص ، ارائه شعارهای منحصربه فرد و نوعا مضحک ، استفاده از هر وسیله ممکن برای جلب توجه ، تظاهر و بروز رفتارها و برخوردهای تصنعی و غیر واقعی و ..... همه اين موارد بيانگر شيوع يك پديده فرهنگي ناميمون است كه بايد از سوي صاحبنظران و خصوصأ احزاب سياسي استان ، واكنش مناسب نسبت به آن داده شده و بررسي همه جانبه اي را به عمل أورند :
1_ از ديدگاه جامعه شناسي طبقات ، لمپنيسم مختص به اقشاري از جامعه است كه در حاشيه اجتماع زندگي كرده و به معيار و اصول خاصي پايبند نيستند . آنچه كه صاحبنظران در خصوص اين پديده بر آن تأكيد دارند ، ناظر بر استفاده ابزاري حكومتهاي ارتجاعي از اين پديده و ترويج آن به منظور مهار طبقه بالنده جامعه است . در چنين مواردي خود دست اندركاران نظام سياسي ، پديده لمپنيسم را رواج داده و به عنوان فرهنگ عامه جامعه ، جاسازي مي نمايند . لمپنيسم صورتهاي گوناگوني از جمله لمپنيسم هنري ، لمپنيسم ورزشي ، لمپنيسم فرهنگي و ... داشته كه بستگي به شرايط جامعه و نفوذ عوامل اثرگذاز ، يك نوع از آن شيوع پيدا مي كند . بديهي است كه رواج اين پديده نسبت معكوسي با ميزان توسعه يافتگي جامعه دارد .
2_ رواج پديده لمپنيسم در جامعه ما ريشه و قدمتي به درازي يك قرن دارد . از زمان ناصرالدين شاه قاجار كه هنرمنداني در دربار پادشاه تحت عنوان « عمله طرب » مطرح شدند ، عملأ تخم لق لمپنيسم در جامعه ما كاشته شد و در قالب فرهنگ و هنر در ساختار جامعه فرهنگي ما نهادينه گشت . فيلمفارسي هاي زمان طاغوت و سينماي لمپن آن با هنرپيــــشه هايي كه در كسـوت كلاه مخملي ها و اوباش ، نقش عياران و جوانمردان را بازي مي كردند ، زمينه ساز فرهنگ خطرناكي بودند كه تا به امروز ما با آن دست به گريبانيم . محبويت يافتن گنده لاتهاي اين صحنه ها بيش از هر چيز اوباشگري و لودگي را در ميان لايه هاي مختلف اجتماع و خصوصأ نسل جوان و نوجوان ان گسترش داد . اين مسئله سبب شده تا هنوز هم در جامعه ما كساني احساس كنند كه مي توانند اهداف سياسي و پيمودن نردبان قدرت را از وسط گود زورخانه تجربه نمايند . اين كه مي بينيم برخي از كانديداهاي مجلس و يا شوراي شهر ، اسلحه به دست و سوار بر اسب پوستر تبليغاتي مي سازند محصول همين تفكر انحرافي است كه سال ها از سوي سياستمداران قدرت طلب در جامعه ماترويج شده است .
3_ انسداد سياسي و كاهش ميزان رقابت در فعاليت هاي سياسي و انتخاباتي زمينه بسيار مساعدي را براي رشد و شيوع پديده لمپنيسم انتخاباتي فراهم مي سازد . هر گاه كه ميدان انتخابات آنچنان فراخ گردد كه همه كانديداها بتوانند به نوعي طبقات مختلف اجتماع را نمايندگي كرده و زمينه حضور همه لايه هاي جامعه را در پاي صندوق هاي رأي فراهم سازند ، خودبخود ميدان براي لمپن ها و دارودسته شان تنگ شده و آنان را به حاشيه خواهد راند . تجربه انتخاباتهاي ادواري استان كرمانشاه خود گواه اين مطلب است كه از خلأ رقابت واقعي بين نخبگان جامعه ، همواره افراد گمنامي بصورت غير منتظره مطرح ميگردند كه نقطه قوت آنان ، نه در ارائه برنامه و پلاتفورم سياسي خود ، كه در بيان مطالبي فكاهي و طنز و يا ارائه شكل و شمايلي منحصر بفرد است كه با موج آفريني گسترده ، همه لمپنها را در گوشه و كنار شهر متشكل كرده و سازماندهي مي نمايند .
4 _ گوشه گيري و سياست گريزي نخبگان شهر و عافيت طلبي برخي از افراد توانمند كه ميتوانند نهادهاي انتخابي جامعه را وزن و غناي بيشتري بخشند ،عامل ديگري در اين زمينه است .واقعيت آن است كه جايگاه « نمايندگي » و « وكالت» مردم ، خواه در مجلس شوراي اسلامي ، رياست جمهوري و يا شوراي شهر ، جايگاهي بس عظيم و سنگين است كه با حضور افراد شايسته و نخبه ، وزانت و عظمت جايگاه بيشتر خواهد شد . در سالهاي اخير منتخبيني كه بار وكالت مردم را بر دوش گرفته اند ، به خوبي نتوانسته اند جايگاه اين مهم و حياتي را پاسداري كرده و انتظارات مردم را برآورده سازند . واكنش برخي از مردم در انتخاب افراد كم توان و لمپن براي نهاد های انتخابی جامعه ، در حقيقت پاسخي است به نزول فاحش منزلت جايگاه « وكالت » كه انتخاب كنندگان ، آن را در حد افراد منتخب خود ارزيابي ميكنند .
5 _ نكته آخر كه مي تواند اين مسئله را دامن زده و در مقياس وسيع ، شيوع آن را در ميان جوانان و نوجوانان موجب گردد ، مقوله نشاط خواهي اين قشر از جامعه است . اصولا شادي و نشاط براي نوجوانان ضرورتي انكار ناپذير است كه زندگي آنان با اين مقوله معنا مي يابد . به لحاظ عدم ارائه تعريفي شفاف و جامع از مقوله شادي ، و از سوي ديگر صبغه تاريخي فرهنگ حزن و اندوه در جامعه ما ، محدوديتهاي زيادي در اين زمينه براي نوجوانان بوجود مي آيد . اين مسئله سبب مي گردد كه اين قشر بالنده و پويا از هر مفري براي ابراز وجود و تأمين نيازهاي طبيعي و غريزي خويش استفاده نمايد . در موسم انتخابات چنانچه مايه هايي از فرهنگ لمپنيسم در تبليغات كانديداها وجود داشته باشد ، بيشترين استقبال و توجه از سوي نوجوانان وجوانان به آن خواهد شد .
كوتاه سخن اين كه ، لمپنيسم انتخاباتي به عنوان يك معضل فرهنگي در استان كرمانشاه خودنمايي مي كند . بررسي و مطالعه لازم پيرامون اين مسئله از ضرورت هاي اساسي است كه احزاب سياسي ، مطبوعات و فرهيختگان جامعه بايد نسبت به آن اهتمام داشته باشند . سكوت مسئولين و قانونگزاران در اين زمينه اين شائبه را در ميان مردم تقويت مي كند كه دولت خود بر اين امر رضايت دارد . تهران . ا . محمدی
نوشته شده توسط تابان در ساعت 19:19 |
لینک
|
شنبه بیست و نهم دی 1386
ماجرای عجیب تغییرنام یک همایش علمی از سوی دولت!
مهدی خزعلی(پسرآیت ا...خزعلی)مدیرمسئول موسسه فرهنگی حیان در مقاله ای نسبت به تغییر نام کنگره «جامعه و سلامت جنسی» به «خانواده و باروری» عکس العمل نشان داد.
متن کامل این مقاله بدین شرح است: کنگره «خانواده وسلامت جنسی» برای سومین سال پیاپی برگزار شد، فراخوان مقالات برای تمامی صاحبنظران داخلی و خارجی ارسال شد، در آستانه برگزاری کنگره هیئت دولت تصویبکرد نامکنگره تغییر یابد، پس از شور و مشورت ، دبیرخانه کنگره نام «جامعه و سلامت جنسی» را بجای نام قبلی به هیئت دولت اعلام کرد و پاسخ هیئت دولت این بود که ما با کلمه «سلامت جنسی» مخالفیم و ظاهراً پیشنهاد داشتند که نام کنگره به «خانواده و باروری» تغییر یابد!
ما از آقای احمدی نژاد انتظار نداریم که فرق «سلامت جنسی» و «باروری» را بداند، اما از وزیر محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی انتظار داریم که آقایان را با مفاهیم علمی آشنا کنند، نگذارید از هیئت دولت چیزی بیرون آید که نخبگان و اندیشمندان ما را به سخره بگیرند. نهایتاً کنگره بدون مهمانان خارجی تشکیل شد و معاونین محترم وزارت علوم و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی درآن شرکت نفرمودند!
شاید همانگونه که آقای احمدی نژاد در دانشگاهکلمبیا منکر هموسکسوالها در ایران شد و لااقل نفرمود که این در شرع مقدس اسلام گناه کبیره و حرام است و دارای شدیدترین مجازات میباشد به این دلیل از همجنسگرایی در ایران نمیتوان آمار درست ارائه نمود ، و یا با دید پزشکی و روانشناسی آن را یک انحراف جنسی و بیماری می نامید و مخالفت اسلام باآن را بیان میفرمود، انکار همجنس گرایی در ایران انکار یک بیماری است که در همه جای دنیا وجود دارد ، کتمان بیماری عوارض زیانبارتری از خود بیماری دارد و موجب غفلت مردم و مسئولین در برخورد با انحراف و بیماری می شود. اما سخن از خانواده و سلامت جنسی و حذف کلمه سلامت جنسی توسط هیئت دولت، جای بسی شگفتی است شاید آقای احمدی نژاد منکر روابط جنسی و زناشویی در محدوده مقدس خانواده نیز می باشد.
آقای احمدی نژاد مسئله سلامت جنسی جامعه از اهم واجبات است و باید شجاعانه به آن پرداخت و در این باب حجب و حیا راهی ندارد «لا حیاء فی الدین»
نوشته شده توسط تابان در ساعت 21:35 |
لینک
|
شنبه بیست و نهم دی 1386
نامه مهم دكتر بشيريه درباره دلايل خروج از كشور
در پی مهاجرت دکتر حسین بشیریه به خارج از کشور، آیت الله بیات زنجانی نامه یی خطاب به او نوشت و متقابلاً دکتر بشیریه هم پاسخی را ارسال کرد. متن نامه نگاری های دو استاد حوزه و دانشگاه به این شرح است:
نامه آيتالله بيات
فرهیخته ارجمند جناب آقای دکتر حسین بشیریه، دام عزه
سلام علیکم
با کمال تاسف شنیدم که ناگزیر به ترک وطن و اقامت در کشوری دیگر شده اید. از این بابت سخت متاثر و اندوهگین شدم. در مورد خود شما که «عسی ان تکرهوا شیئاً و هïوî خîیرى لکïم»؛ اما بیش از همه به خسران عظیمی می اندیشم که از بابت مهاجرت اندیشمندانی چون شما دامنگیر حوزه ها، دانشگاه ها و جامعه علمی ما می شود. پیوسته هم مسببان چنین وقایعی را در دل و زبان، نکوهش می کنم. متاع شما آگاهی است و آگاهی، خود گواهی می دهد . ضمن اعلام حمایت از تلاش های ارزشمند علمی حضرتعالی، لازم دانستم تا بدین وسیله مراتب تاثر عمیق خود را از این رویداد به استحضارتان برسانم. امیدوارم هرجا که هستید، بر تجربیات علمی و معنوی خود بیفزایید، بیشترین و بهترین استفاده را از اوقات عمر ببرید و روزی خبر حضور مجددتان را در مراکز علمی داخل بشنوم.
قم، 3 دی 1386 ، 13 ذیحجه 1428- آیت الله بیات
پاسخ دکتر بشیریه
حضرت آیت الله بیات
با سلام و احترام
نامه محبت آمیز و بزرگوارانه جنابعالی را دریافت نمودم و بدین وسیله وظیفه خود می دانم مراتب سپاس و تقدیر خویش را از الطاف آن دانشمند فرزانه بیان نمایم. البته اینجانب مایل به خدمت در ایران بوده و هستم و همان طور که مستحضرید در دو برهه حساس، یکی در زمان جنگ و دیگری در چند ماه پیش و در جریان ایراد اتهام دولت به چند نفر از مقیمان خارج از کشور به رغم امکان ماندن در خارج از کشور با شرایط به مراتب بهتر نسبت به ایران به میهن بازگشتم و این جز به دلیل عشق و علاقه قلبی من و خانواده ام به خاک پاک ایران نبوده و نیست. اما در بدو ورود و به رغم اصرار مسوولان دانشگاه به بازگشت با تصمیم به اخراج از دانشگاهی مواجه شدم که عشق و انرژی خود را مصروف آن نموده بودم و ماوای دیگری جز آن نگزیده بودم. به این ترتیب و با توجه به اینکه بیش از یک سال هم می گذشت که دانشگاه به رغم اطلاع از بیماری قلبی من حقوق مرا به کلی قطع نموده بود، چاره یی جز جلای وطن نداشتم و لذا با بی میلی موقتاً دست به اقدامی زدم که خود و خانواده ام از آن ابا داشتیم اما گویا تقدیر چنین بود. به هر حال اکنون نیز به رغم آنکه امکانات پژوهشی کافی در ایران مهیا نیست همچنان مایلم که به دانشگاه تهران بازگردم و اگر چیزی دارم نثار میهن و هم میهنان خود کنم. اکنون امید اینجانب که در شرایط فعلی بیشتر به آرزو می ماند این است که ابرهای تیره از قلمرو دانشگاه و حوزه کنار روند و بار دیگر آفتاب روشن پرده از رخ برگشاید و تنگناهایی که برای اهل علم چه در حوزه و چه در دانشگاه ایجاد شده مرتفع شود و راه تحقیقات مستقل و پژوهش های اصیل هموار گردد. در پایان بار دیگر از الطاف آن عالم بزرگوار کمال تشکر و امتنان را دارم و امیدوار دیدار جنابعالی در میهن عزیز هستم.
با تجدید احترام، حسین بشیریه
نوشته شده توسط تابان در ساعت 21:17 |
لینک
|
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386
شاعر «همراه شو عزيز!» پس از28سال مشخص شد
نوروز: پس از اعلام شعر تاريخي و حماسه ساز «همراه شو عزيز» از سوي ائتلاف اصلاح طلبان بعنوان شعار انتخاباتي مجلس هشتم از سوي اين ائتلاف سياسي پس از بيش از دو دهه مشخص گرديد كه شاعر اين شعر حماسي استاد «پرويز مشكاتيان» ميباشند و ايشان رضايت خود را براي استفاده اين ائتلاف از شعر و آهنگ اين شعر اعلام نمودند.
به گزارش نوروز و به نقل از وبلاگ «رازنو» متعلق به مهندس سيامك قاسمي ، استاد پرويز مشكاتيان پس از 28 سال در پاسخ به سئوالي در خصوص شاعر اين تصنيف ارزشمند كه در سال 1358 توسط استادمحمدرضا شجريان نيز اجرا شده است گفته است كه شاعر اين شعر خود وي ميباشد و در آن زمان از نام مستعار «برزین آذرمهر» استفاده كرده است.
گفتني است تصنیف رزم مشترک یا همان «همراه شو عزیز» نیز اولین تصنیف آلبوم «چاووش هفت» است که ساخته استاد پرویز مشکاتیان و اجرا شده ی محمدرضا شجریان و گروه عارف بوده و به مناسبت اولین سالگرد انقلاب اسلامی در سال 1358 منتشر شد .
لازم به ذكر است در پي مذاكرات انجام شده با استاد مشكاتيان ايشان اجازه و رضايت خود را نسبت به استفاده «ستاد ائتلاف اصلاح طلبان» از اين شعر و موسيقي «رزم مشترك» اعلام كردهاند.
متن كامل اين شعر به قرار زير است:
همراه شو عزیز/همراه شو عزیز
تنها نمان به در/کین درد مشترک
هرگز جدا جدا/درمان نمی شود
دشوار زندگی/هرگز برای ما
دشوار زندگی/هرگز برای ما
بی رزم مشترک/آسان نمی شود
تنها نمان به در/همراه شو عزیز
همرا شو/همراه شو
همراه شو عزیز
همراه شو عزیز
تنها نمان به در/کین درد مشترک
هرگز جدا جدا/درمان نمی شود
همه علاقمندان می توانند تصنیف «همراه شو عزیز» و یا همان«رزم مشترک» را از اینجا و یا اینجا دانلود کنند.
نوشته شده توسط تابان در ساعت 21:37 |
لینک
|
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386
محتوای نامه تند احمدینژاد به حدادعادل چه بود؟
«محمود احمدینژاد» رییس جمهوری كه اخیرا در یك مصاحبه تلویزیونی بصراحت، مجلس هفتم را بعنوان یكی از عوامل ناكامی دولت در تحقق وعدههایش معرفی كرده بود، اخیرا در نامهای به رییس مجلس بشدت به انتقادات و موضعگیریهای مجلس علیه دولت واكنش نشان داده است.
ظاهرا افزایش نطقها و تذكرات مجلسیان در مورد اقدامات دولت كه به شكل بارزی در آستانه انتخابات افزایش یافته است، احمدینژاد را بهشدت عصبانی كرده است. به طوری كه وی در نامهای تند كه ظاهرا رعایت اصول نامهنویسی در سطح سران قوا هم در آن نشده، خطاب به حدادعادل به آنچه «دخالت بیش از حد نمایتدگان در امور اجرایی» نامیده، اعتراض كرده است.
احمدینژاد در این نامه گفته است كه نمایندگان به لوایح فوریتدار دولت بهویژه لوایح مربوط به برداشت از صندوق ذخیره ارزی رای نمیدهند و در عوض با نظقها وتذكرات خود در امور اجرایی دولت دخالت میكنند.
هنوز از واكنش احتمالی مجلس و هیأت رئیسه به این نامه، اطلاعی در دست نیست.
نوشته شده توسط تابان در ساعت 21:31 |
لینک
|
یکشنبه بیست و سوم دی 1386
|
|
|
|
ابراهيم رها
بن ژوق ژولي،
ژوليت اين چه کاري بود؟ مگر خبر نداري نماينده هاي عزيز ما در مجلس به وزارت امور خارجه تذکر داده اند که به بازيگران خارجي ويزا ندهد؟ بازيگر خارجي هم که معلوم است ما اينجا صبح به صبح با زتاجونز و سلماهايک کله پاچه نمي خوريم که، بازيگر خارجي در رفت و آمد به ايران يعني تو خانم بينوش خانم، تو هي مي آيي مي روي نماينده هاي ما هم که حساس، خب طبيعي است ناراحت بشوند. تو که از وضع ما خبر نداري اين دوستان ما به شدت دارند زحمت مي کشند و خدمت مي کنند آن وقت يک عده يي مي آيند براي انتخابات مجلس هشتم ثبت نام مي کنند که اعصاب براي آدم نمي ماند. باور کن مونامي، يک عده آدم غير اصولي جسارت کرده اند به ثبت نام مبادرت ورزيده اند (مي دانم فارسي ات در حد فهميدن مبادرت ورزيده اند نيست، اما حرف بدي نزدم.) که آدم غيرتي مي شود. حالا من نمي خواهم اسم ببرم . همان کسي که اسم کوچکش هم مساله دار است و خيلي ارزشمدارانه هم نيست، ژوليت جان. نماينده هاي ما ناراحتند و حق هم دارند. تو همه اين ناراحتي را به خودت نگير. من خودم هم مانده ام اينها چرا ثبت نام کرده اند و سبب تکدر خاطر دوستان نماينده شده اند (تکدر خاطر را نفهميدي؟ يعني حالتي که آدم دوست دارد هميشه خودش نماينده باشد. بقيه را هم سر تخته بشورند،) آخر قبول کن ژوليت، اين همه جا براي ثبت نام هست، چرا براي انتخابات ثبت نام کرده اند. اين همه جا، برفرض مي رفتند کلاس ورزش ثبت نام مي کردند. اين همه کلاس ايروبيک هست، خب توي يکي از همين ها ثبت نام مي کردند. چرا در انتخابات ثبت نام کردند بي تربيت ها. مي داني ژوليت، من دوست دارم انتخابات پرشور باشد ولي اگر قرار شود مردم راي هاي ناجور و مساله دار و پرت و پلا بدهند، پرشور هم نبود، نبود. اصلاً چرا پرشور؟ شوري ضرر دارد. آدم فشار خونش بالا مي رود و وقتي فشار رفت بالا، مي بيند که از اون بالا کفتر ميايه (از او اسکاي کفتق ميايه،) ژوليت بينوش جان، دعا کن دفعه بعد که آمدي همين دوستان باشند، من هم صحبت مي کنم به تو گير ندهند (هيچ جوره،) مقسي بوکو،
 |
نوشته شده توسط تابان در ساعت 21:36 |
لینک
|
یکشنبه بیست و سوم دی 1386
سلامی نو برای آغاز گامی دیگر
گامی هرچند کوچک اما برای فردایی بهتر
و برای همه ایرانیان
نوشته شده توسط تابان در ساعت 19:53 |
لینک
|