
0-عبرت آموزترین اتفاق سال 86 از دید شما؟
پ: باور کردن مرگ عبرتآموزترین بود. من سه نفر را در سال 86 از دست دادم. مرگ هیچکدام
از آنان برایم باورکردنی نبود. بورقانی، عمهام و آقای توسلی. خیلی با همهشان صمیمی بودم.
نمیشد تصور کرد که آنان را باید در قبر گذاشت. اتفاقاً در هر سه مورد موقع دفنشان هم بودم.
وقتی باور کردم که زیر خاک رفتهاند و واقعاً دیگر نخواهند بود خیلی صحنه عبرتآموزی بود.
1-سال 86 چی غافلگیرتان کرد؟
پ: تعطیلات به خاطر برف غافلگیر کننده. برف البته خیلی خوب است هم میرقصد و هم
سفید است
و هم زندگی را طراوت میبخشد. اما برای مقابله با مشکلات برف، حسابی غافلگیر شدیم.
مملکت روزهای متمادی تعطیل شد تا برف مشکل ایجاد نکند. کلی هم پز دادند که خیابانها
خلوت شده و ترافیک اندک گشته است. خلاصه میخواستیم غافلگیر شویم ولی تعطیلمان کردند
که غافلگیر نشویم.
2-چی نمک گیرتان؟
پ: یک پیتزا فروشی در محله ما هست که خیلی نمکگیرمان میکند. نسبتاً شور بامزهای است.
کس دیگری ما را نمکگیر نکرد. هر چه هم خودمان را نشان دادیم که نمکی به ما گیر کند نشد که
نشد. گفتند خودمان به اندازه کافی هستیم که نمکها را به خودمان گیر بدهیم.
3-اگر در سال 87 بنزین گیرتان نیاید چه می کنید؟
پ: مثل سال 86. دعایش را به جان مسئولان محترم میکنیم. ولی فکر میکنم که سال 87
چون سال انتخابات ریاست جمهوری است اوضاع بنزین بهتر باشد. تازه برای ما چاقها راه رفتن
توصیه شده است. بنزین که نباشد قدم میزنیم.
4-آماده اید چیز دیگری هم گیر نیاید؟
پ: آماده که نیستم. اما آمادهمان میکنند. هر سال آمادگیمان دست یک نوع خبر است، یک سال
سیبزمینی یک سال گوجهفرنگی، یک سال پودر لباسشویی. حالا خدا را شکر که در سوپر نزدیک
منزل بعضی مسئولین وجود دارد.
5-سال 86، جمع آوری چکمه ها از روی سطح شهر باحال تر بود یا جمع آوری زنان دستفروش از زیر پوست شهر یا چی؟
پ: جمعآوری چکمهپوش ها خیلی به مردم حال میدهد. آنوقت راحت همه میتوانند چکمه بپوشند.
زنان دستفروش هم که هستند و زیر پوست نرفتهاند. اینها خیلی سرسفرهشان نشستند بوی نفت
اذیتشان کرد. مجبور شدند که به خیابانها بیایند، نفسی تازه کنند. به دل نگیرید.
6-پیش بینی کنید در سال 87 چی حل می شود؟
پ: فعلاً چند سالی است که هر چند ماه یکبار مسئله هستهای حل میشود. فکر کنم باز هم در سال 87
بارها مسئله هستهای حل شود و پروندهاش در تبلیغات داخلی پایان پذیرد.
7-آهنگ سال 87 را چگونه می شنوید؟
پ: بیشتر با سی دی از پخش ماشینم. اصلاً از این اکوچنگها و صدای گرم گرم آن خوشم نمیآید
فکر کن من با آنها توی خیابان موسیقی بشنوم قباحت دارد. از تلویزیون و رادیو هم شاید گاهی.
8-اگر قرار باشد ایران در یک چیزی در سال 87 مقام نخست بشود، آن چیز چیست؟
پ: ماشااله تا دلتان بخواهد مملکت ما مقام نخست دارد. یعنی خدای نکرده مقامهای نخست کشور
سال دیگر میخواهد بیشتر شود؟ خدا به دور. زبانتان را گاز بگیرید.
9-یک صفتی به سال 86 بچسبانید.
پ: فکر کنم سال خوک بود. واقعاً هم سال بدی بود نمیدانم چرا!؟
10-بدترین تپق سال 86 شما؟
پ: یک ساعت با آقای رضا رشیدپور مصاحبه میکردم مرتب بهش میگفتم آقای فرزاد حسنی!
11-بهترین تپق سال 86 ما؟
پ: در یک مصاحبه از دهانم پرید و گفتم:" همین رییس جمهور فعلی،آقای خاتمی"! تپق بود دیگه،
تپق هم که دست خود آدم نیست!
12-نظرتان درباره صفحه تپق کدام یک از 4 گزینه زیر است کلا؟
الف- ای، ولی تخته اش کنید / ب- ناجور/ ج- افتضاح/ د- شما خجالت نمی کشید؟/ هوز- همه گزینه ها/
حطی- نمی گویم!
پ: شما خجالت نمیکشید که گزینه افتضاح را هم آوردید. خیلی خوب بود. افرادش باید متنوعتر میبودند
و سیاسیتر و یا کسانی که بلد باشند تپقی جواب بدهند.
13-یک آرزوی فانتزی در سال 87 برای مردم.
پ: الهی که سقف آرزو خراب بشه روی سر آدم بدا.
