تبليغاتX
آفتاب کرمانشاه
دنیا از نگاه یک دختر کرمانشاهی

 

نوشته شده توسط تابان در ساعت 13:17 | لینک  | 

میردامادی:

دولت فعلی بیش از آنکه کار کند، سر و صدا می‌کند

نوشته شده توسط تابان در ساعت 13:1 | لینک  | 

                           تپق                          

در اواخر سال گذشته بخش تپق روزنامه اعتماد ملی چندتا سئوال تپقی کرد که وقتی جواب دادم، گفتند

 دیر شده.چاپم نکردند. حالا تازشم خودم مصاحبه ی خودم رو به سئوالات اعتماد ملی چاپ می کنم:

0-عبرت آموزترین اتفاق سال 86 از دید شما؟

 پ: باور کردن مرگ عبرت­آموزترین بود. من سه نفر را در سال 86 از دست دادم. مرگ هیچ­کدام

از آنان برایم باورکردنی نبود. بورقانی، عمه­ام و آقای توسلی. خیلی با همه­شان صمیمی بودم.

نمی­شد تصور کرد که آنان را باید در قبر گذاشت. اتفاقاً در هر سه مورد موقع دفنشان هم بودم.

وقتی باور کردم که زیر خاک رفته­اند و واقعاً دیگر نخواهند بود خیلی صحنه عبرت­آموزی بود.

1-سال 86 چی غافلگیرتان کرد؟

پ: تعطیلات به خاطر برف غافلگیر کننده. برف البته خیلی خوب است هم می­رقصد و هم

 سفید است

و هم زندگی را طراوت می­بخشد. اما برای مقابله با مشکلات برف، حسابی غافلگیر شدیم.

مملکت روزهای متمادی تعطیل شد تا برف مشکل ایجاد نکند. کلی هم پز دادند که خیابان­ها

خلوت شده و ترافیک اندک گشته است. خلاصه می­خواستیم غافلگیر شویم ولی تعطیلمان کردند

که غافلگیر نشویم.

2-چی نمک گیرتان؟

پ: یک پیتزا فروشی در محله ما هست که خیلی نمک­گیرمان می­کند. نسبتاً شور بامزه­ای است.

کس دیگری ما را نمک­گیر نکرد. هر چه هم خودمان را نشان دادیم که نمکی به ما گیر کند نشد که

نشد. گفتند خودمان به اندازه کافی هستیم که نمک­ها را به خودمان گیر بدهیم.­

3-اگر در سال 87 بنزین گیرتان نیاید چه می کنید؟

پ: مثل سال 86. دعایش را به جان مسئولان محترم می­کنیم. ولی فکر می­کنم که سال 87

چون سال انتخابات ریاست جمهوری است اوضاع بنزین بهتر باشد. تازه برای ما چاق­ها راه رفتن

توصیه شده است. بنزین که نباشد قدم می­زنیم.

4-آماده اید چیز دیگری هم گیر نیاید؟

پ: آماده که نیستم. اما آماده­مان می­کنند. هر سال آمادگی­مان دست یک نوع خبر است، یک سال

سیب­زمینی یک سال گوجه­فرنگی، یک سال پودر لباسشویی. حالا خدا را شکر که در سوپر نزدیک

منزل بعضی مسئولین وجود دارد.

5-سال 86، جمع آوری چکمه ها از روی سطح شهر باحال تر بود یا جمع آوری زنان دستفروش از زیر پوست شهر یا چی؟

 پ: جمع­آوری چکمه­پوش ها خیلی به مردم حال می­دهد. آن­وقت راحت همه می­توانند چکمه ­بپوشند.

زنان دستفروش هم که هستند و زیر پوست نرفته­اند. این­ها خیلی سرسفره­شان نشستند بوی نفت

اذیتشان کرد. مجبور شدند که به خیابان­ها بیایند، نفسی تازه کنند. به دل نگیرید.

6-پیش بینی کنید در سال 87 چی  حل می شود؟

پ: فعلاً چند سالی است که هر چند ماه یک­بار مسئله هسته­ای حل می­شود. فکر کنم باز هم در سال 87

 بارها مسئله هسته­ای حل شود و پرونده­اش در تبلیغات داخلی پایان پذیرد.

7-آهنگ سال 87 را چگونه می شنوید؟

پ: بیشتر با  سی دی از پخش ماشینم. اصلاً از این اکوچنگ­ها و صدای گرم گرم آن خوشم نمی­آید

 فکر کن من با آن­ها توی خیابان موسیقی بشنوم قباحت دارد. از تلویزیون و رادیو هم شاید گاهی.

8-اگر قرار باشد ایران در یک چیزی در سال 87 مقام نخست بشود، آن چیز چیست؟

پ: ماشااله تا دلتان بخواهد مملکت ما مقام نخست دارد. یعنی خدای نکرده مقام­های نخست کشور

سال دیگر می­خواهد بیشتر شود؟ خدا به دور. زبانتان را گاز بگیرید.

9-یک صفتی به سال 86 بچسبانید.

پ: فکر کنم سال خوک بود. واقعاً هم سال بدی بود نمی­دانم چرا!؟

10-بدترین تپق سال 86 شما؟

پ: یک ساعت با آقای رضا رشید­پور مصاحبه می­کردم مرتب بهش می­گفتم آقای فرزاد حسنی!

11-بهترین تپق سال 86 ما؟

پ: در یک مصاحبه از دهانم پرید و گفتم:" همین رییس جمهور فعلی،آقای خاتمی"! تپق بود دیگه،

تپق هم که دست خود آدم نیست!

12-نظرتان درباره صفحه تپق کدام یک از 4 گزینه زیر است کلا؟             

 الف- ای، ولی تخته اش کنید / ب- ناجور/  ج- افتضاح/  د- شما خجالت نمی کشید؟/   هوز- همه گزینه ها/  

        حطی- نمی گویم!

پ: شما خجالت نمی­کشید که گزینه افتضاح را هم آوردید. خیلی خوب بود. افرادش باید متنوع­تر می­بودند

و سیاسی­تر و یا کسانی که بلد باشند تپقی جواب بدهند.

13-یک آرزوی فانتزی در سال 87 برای مردم.

پ: الهی که سقف آرزو خراب بشه روی سر آدم بدا.

 

نوشته شده توسط تابان در ساعت 10:0 | لینک  |