کنفرانس برلین و دانشگاه زنجان
چند سال پیش در دوران اصلاحات که زدن اصلاحطلبان یک وظیفه شرعی محسوب میشد، در برلین کنفرانسی برای مسایل ایران برگزار شد که افراد زیادی از داخل ایران در آن شرکت داشتند. در آنجا یکی از اعضای حزب کمونیست که معتقد بود، اصلاحات و محافظهکاری سر و ته یک کرباسند، در بین سخنرانی آن افراد که به اصلاحطلبان بیشتر نزدیک بودند، لخت مادرزاد شد تا جلسه را به هم بزند. آن زمان با سر و صدای فراوان کنفرانس برلین را در ایران پخش کردند و از نمای دور آن آقای لخت را هم البته پخش کردند. وقتی سوال میشد که مگر این کار اشاعه فحشا نیست، پاسخ رسمی میدادند که مردم باید در جریان قرار بگیرند. آقای لاریجانی که رییس صدا و سیما بودند به خوبی به یاد دارند. اینکه در ماجرای دانشگاه زنجان گفته میشود که این کار اشاعه فحشاست، حرف جدیدی که از اردوگاه محافظهکاران شنیده میشود. کاش همیشه، مفاهیم اخلاقی و از سوی همه رعایت شود. این ماجرا واقعا ادبیات جناح محافظهکار را تغییر داد. همچنانکه در ماجرای پالیزدار. بایدبدانیم که با مفاهیم اخلاقی نباید گزینشی برخورد کنیم.منبع :وب نوشت
زن بودن به خودی خود افتخار و امتیاز بزرگی است
نه زن برای آن که انسان باشد و از همه مزایا و فرصتهای انسانی استفاده کند لازم است از زن بودن خود دست بردارد و نه مرد برای این که با زن مساوی باشد لازم است مجبور به انتخاب زندگی زنانه باشد... ادامه مطلب
انتشار سخنرانی جدیدی از احمدینژاد + فایل صوتی
وزیر خارجه، گفت آخر نمیشود، آخر ضایع است! گفتم، نخیر! بگو نمیآید! بگویید رئیس جمهور او را احضار کردهاست و فردا با او کار دارد و نمیتواند بیاید
در روزهای گذشته، فایل صوتی جدیدی از یک سخنرانی محمود احمدینژاد منتشر شدهاست که وی در آن با اشاره به سفر چند سال قبل یک مسئول ایرانی به یکی از کشورهای اروپایی، به بیان ماجرای سفر یکی از مشاوران خود به همان کشور اروپایی و تمجید از سیاست خارجی دولت نهم پرداخته است
مراسم استقبال رسمی ژاک شیراک از خاتمی

(عکس تزئینی است)
"حسنین هیکل" معروف ترین روزنامه نگار عرب
گریبان ایران را رها کنید
150 بمب اتمی اسرائیل ما را نشانه گرفته
ترجمه "محمد علی اصفهانی"
محمد حسنین هیکل، از صاحبنظران سیاسی خاورمیانه است. همراز جمال عبد الناصر بود و برای دورانی مشاور او، سالها مسئول و سردبیر روزنامه مصری «الاهرام» و روزنامه نگاری با صدها مصاحبه و مقاله.او در ماه مه امسال، در نشستی با حقوق دانان مصر، و در حضور بسیاری از رجال و شخصیت های سیاسی و فرهنگی و مطبوعاتی سراسر جهان، به بررسی مسایل سیاسی روز در ارتباط با خاورمیانه پرداخت.نه تنها رسانه های رسمی جهان غرب به انعکاس این گفتگو نپرداختند، بلکه حتی رسانه های مختلف عربی نیز هر کدام به ذکر قسمت های منتخب و غالباً کوتاهی از سخنان هیکل ـ بر مبنای گرایش ها و محاسبات خودشان ـ بسنده کردند.از آنجایی که دانستن نقطه نظر های حسنین هیکل را در آنچه به طور مستقیم یا غیر مستقیم به ایران مربوط می شود ضروری دانستم، مطلبی که می خوانید را با مراجعه به تعداد قابل توجهی از رسانه های عربی (۱) به صورتی تلفیقی و خلاصه شده تهیهّ و ترجمه کردم.
محمد حسنین هیکل، موقعیت فعلی منطقه را با موقعیت اندلس در آستانه فروپاشی مقایسه کرد و به شباهت های این دو موقعیت پرداخت، و نگرانی خود را از احتمال سقوط کامل منطقه ی خاورمیانه و حتی حذف فلسطین، ابراز داشت.او ضمن ستایش از نقش حزب الله لبنان در مقابله با اسراییل، بر ضرورت حفظ سلاح در دست این حزب تأکید کرد و گفت که این کار برای بقای منطقه ضروری است.هیکل گفت که دولت های متعدد عربی ـ و نه فقط سوریه ـ در امور لبنان دخالت می کنند، و این درست نیست که بعضی ها همه ی گناهان را به گردن سوریه می اندازند در حالی که خودشان برای در تنگنا قرار دادن سوریه، لبنان را جولانگاه خود کرده اند.ما، در حق حسن نصرالله ستمی بزرگ روا داشته ایم وقتی که به او اتهام عامل ایران بودن زده ایم. او یک لبنانی است و همچون یک لبنانی عمل می کند نه همچون یک عامل بیگانه. معتقدم نباید به سلاح حزب الله دست زد. برای این که این ها کسانی هستند که در مقابله یی شجاعانه با اسرائیل، ضربه یی سهمگین و فراموش ناشدنی بر او وارد آورند. لازم است که از اینان محافظت کنیم. اینان آزمون ورزیدگی ملت عرب در تمامیت آنند، و به منطقه، درس مقاومت داده اند. اما هرچند که وجود حزب الله یک ضرورت عربی است، نباید لبنان فقط به دست حزب الله بیافتد. به فرض بعید، حاکمان ایران، بین هشت تا ده سال آینده صاحب بمب اتمی شوند.آیا خطری که اعراب را تهدید می کند این بمب احتمالی هشت یا ده سال بعد است؟ یا ۱۵۰ بمب اتمی حاضر و آماده ی اسراییل در مرزهای ما؟من معتقد نیستم که در فلسطین اختلاف های شخصی بین طرف های مختلف در کار باشد. بلکه آشکارا یک اختلاف بزرگ وجود دارد: اختلاف میان دو مکتب. اولی، مکتب مقاومت؛ و دومی مکتبی که به راه حل مسالمت آمیز معتقد است. خیلی ساده بگویم:اسراییل تلاش دارد تا تمام فلسطین را اشغال کند. آیا می شود تصور کرد که اسراییل با این همه تجاوز ها، و با این همه تصرفات، قادر باشد که یک دولت فلسطینی بنا نهد؟در گذشته، یک نفر از من پرسید که به نظر تو در میان نخست وزیراناسراییل، کدام یک بر دیگری ارجحیت دارد. به او پاسخ دادم: آریل شارون! چون ما با شارون می توانیم حقیقت را بفهمیم، و بدانیم که در کجا ایستاده ایم. ولی با شیمون پرز و دیگران نه. آن ها حرف های گمراه کننده می زنند.اسراییل، حتی حق مالکیت فلسطینی ها بر سرزمین خودشان و حق باز گشت پناهندگان را هم نفی می کند.مسئله ی فلسطین، به این صورت، با گفتگو میان اعراب و اسراییل حل نمی شود. باید معادله قوا تغییر کند.من می ترسم که طی ده سال آینده، ما سرزمین تاریخی فلسطین را از دست بدهیم. چرا که در جهان عرب، اراده و توانایی وجود ندارد.در باره ی روابط سوریه و جمهوری اسلامی، و تلاش اسراییل برای نزدیکی با سوریه با وساطت ترکیه، ضمن ابراز بدبینی نسبت به نتیجه بخش بودن مذاکرات اسراییل و سوریه، حسنین هیکل اظهار داشت:باید بین تاریخ سوریه و شکل اداره ی سوریه در حال حاضر، تفاوت قائل باشیم. من از بابت آنچه در حال حاضر در سوریه می گذرد متأسفم. به دلیل خروج مصر از صحنه، سوریه اوضاع بدی دارد. ولی این که او با حکومت ایران نزدیک است باعث ناراحتی من نمی شود. چرا که به این وسیله، سوریه توانسته است تکیه گاهی جغرافیایی برای خودش پیدا کند.
هیکل، درباره احتمال حمله امریکا به ایران نیز گفت:آمریکا به ایران حمله نخواهد کرد؛ ولی حد اقل در ۱۲ سال آینده از عراق خارج نخواهد شد:هدف اصلی آمریکا، تحت کنترل خود گرفتن هرچه بیشتر نفت عراق است. چگونه این هدف را به سادگی رهاکند؟ (برگرفته و خلاصه شده از "فرهنگ و توسعه")
قتلهای زنجیرهای و اصولگرایان افراطی
دیروز یکی از اصولگرایان که با من هم ارتباط اندکی دارد، زنگ زد که فلان سایت (که از هواداران افراطی جبهه اصولگرایان شناخته میشود و به بیت امام هم چندی پیش هتاکی کرده بود) از سعید امامی متهم اصلی پرونده قتلهای زنجیرهای روشنفکران و مخالفان سیاسی با عنوان شهید نام برده است. او هم خیلی متاثر بود که به نام اصولگرایان این اتفاقات صورت میگیرد. گفتم در ماجرای قتلهای زنجیرهای و در محکوم کردن آن که همهی نظام با هم، هم نظر بودند و رهبری هم بارها به تفصیل علیه قتلها صحبت کردند و آقای خاتمی هم همیشه وقتی ماجرای برخورد با قتلهای زنجیرهای را مطرح میکرد، آنرا از افتخارات بزرگ دولتش میدانست و بلافاصله از حمایتهای همه جانبه رهبر انقلاب هم تشکر میکرد. حالا چگونه این عده که خود را اصولگرا میدانند، نظر رهبر انقلاب و مدیران وقت و مسئولان پرونده را قبول ندارند؟ آنها ظاهراً بر این باورند که اگر آن قتلها ادامه مییافت، بهتر بود و به همین دلیل بر آن ایام تاسف میخورند، مهمتر آنکه گویا علاقهمندند آن روال را دوباره احیا کنند. لابد از این پس باید در مورد روشنفکران و سیاستمدارانی که توسط عاملان قتلهای زنجیرهای کشته شدند از کلمه معدوم استفاده کرد. واقعیت این است که افراطیون اصولگرا با این سرعت که میروند هم خود را و هم سایر اصولگرایان را خیلی در تاریخ سیاه نشان خواهند داد. باید عقلای اصولگرا جلوی این افراطیون را بگیرند. چه اصراری هست که عدهای با تبرئه متهمان قتلهای زنجیرهای اصولگرایان را تاییدکنندگان قتلها قلمداد کنند؟ گرچه روندی که منجر به شکنجههای وحشتناک همسر سعید امامی و دیگر دوستان وی شد و فیلم آن منتشر گردید نیز انحراف دیگری در پرونده رسیدگی به قتلهای زنجیرهای بود.
منبع :وب نوشت

