آيت الله هاشمي رفسنجاني:
شوراي فتوا بايد تشكيل شود
اكنون ميتوان گفت «آيتالله» هاشمي رفسنجاني در جايگاه حقيقي خود قرار گرفته است. هاشمي رفسنجاني كه در چهل سال گذشته در مقام مبارز انقلابي، نماينده پارلماني، فرمانده نظامي و مدير اجرايي قرار گرفته است از سال گذشته با قرار گرفتن در مقام رئيس مجلس خبرگان رهبري بيش از پيش به عنوان فقيهي سياسي شناخته شده است كه دغدغه اصلياش نظريهپردازي درباره حكومت ديني است. هاشمي رفسنجاني نماينده مجلس خبرگان مولف قانون اساسي نبود اما عضويت مؤثر او در شوراي بازنگري قانون اساسي در تعريفي كه امروزه از جمهوري اسلامي در دست داريم تاثيري مستقيم داشته است. هاشمي رفسنجاني البته در سال 1358 مخالف تاسيس مجلس موسسان يا خبرگان براي تدوين قانون اساسي بود اما در جمهوري اول (68-1358) از اركان اصلي قدرت محسوب ميشد و گاه حتي با وجود قائم مقام رهبري يا رئيسجمهوري به عنوان مقام دوم كشور شناخته ميشود. بحران جانشيني در پايان جمهوري اول سبب شد با اصلاح قانون اساسي در سال 1368 هاشمي رفسنجاني به عنوان مؤثرترين عامل در تبديل شوراي رهبري به رهبري فردي و تغيير شرط رهبري از مرجعيت به اجتهاد تبديل شود هرچند ديگر طرح او يعني توقيت رهبري در شوراي بازنگري قانون اساسي راي نياورد اما در مجموع نقش هاشمي رفسنجاني در تاسيس جمهوري دوم تقريبا بيبديل است. جمهوري دوم در سال 1376 با يك جهش سياسي مواجه شد اما در مجموع اين جهش به گونهاي نبود كه صورت تازهاي از دولت ديني (كه اصلاحطلبان آن را دموكراسي ديني ميخواندند) ايجاد كند بلكه در نهايت به بازگشت اشكالي از حكومت ديني منتهي شد كه افرادي مانند محمود احمدينژاد ترجيح دادهاند از آن به عنوان «دولت» اسلامي و نه «جمهوري» اسلامي ياد كنند. در چنين موقعيتي دغدغههاي هاشمي رفسنجاني به عنوان يكي از مولفان جمهوري اسلامي بازخواني قانون اساسي و نظام جمهوري اسلامي براساس همين تجربههاست. هاشمي رفسنجاني البته در موقعيت كنوني بيش از پيش به اهميت حوزههاي علميه قم و نهاد روحانيت در حكومت اسلامي توجه ميكند و آن را عاملي نه فقط براي حفظ اسلاميت كه در جهت دروني كردن جمهوريت نظام سياسي ميداند.
تاكيد هاشمي رفسنجاني بر ضرورت دروني كردن مفاهيم دموكراتيك و مدرن از دل حوزههاي علميه و تاكيد وي بر اينكه نهادهاي حكومتي مانند شوراي نگهبان براي تضمين اسلاميت نظام گرچه لازماند اما كافي نيستند از همين جهت است. در عين حال هاشميرفسنجاني تاكيد دارد كه حوزه علميه بايد مباحثي مانند انتخابات، حقوق شهروندي، احزاب و دموكراسي را وارد متون درسي حوزههاي علميه قم كند و بپذيرد كه دموكراسي سازگارترين صورت حكومت در عصر جديد با اسلام است.
بدين ترتيب از آغاز به قدرت رسيدن محمود احمدينژاد رقيب او هاشمي رفسنجاني كه پيش از اين تنها بر سازندگي تاكيد ميكرد، اين روزها بيش از هر زمان ديگري از دموكراسي سخن ميگويد. گويي هاشمي جديدي متولد شده است كه از موضع رئيس مجلس خبرگان خواهان دموكراسي است. يعني همزمان كه اين روزها حتي اصلاحطلبان مذهبي از او به لقب آيتالله ياد ميكنند او نيز از دموكراسي بيشتر دفاع ميكند. بدين ترتيب اگر چه هاشمي براي سومين بار رئيسجمهوري نشد اما گويي جمهوري سوم در راه است؟ ادامه مطلب
جمعی از تشکل های دانشجویی درحسینیه جماران با آیت الله هاشمی رفسنجانی دیدار کردند. رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در این دیدار به تشریح هشت شاخص مصوب مجمع درباره برنامه پنجم توسعه کشور پرداخت.
به گزارش خبرنگار سیاسی ایسنا، درابتدای این دیدار رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه پس از رحلت امام(ره) نیز این مکان(حسینیه جماران) یکی از مقدسترین مکانهاست، با اشاره به خاطراتی از دوران انقلاب تا آغاز جنگ گفت:« ما کارهای کشورداری را پیش از جنگ آغاز کرده بودیم و پرورش نیروها به سالهای ابتدایی انقلاب برمیگردد و همین باعث شد که کار ما پس از جنگ نسبتا راحت تر باشد.»
هاشمی رفسنجانی افزود:« ما از همان دوران سخت نیز به فکر پرورش دانشگاهها و توسعه آنها بودیم، لذا از همان سالهای اول با نظر امام آماده سازی دانشگاهها ، پرورش و توسعه آن طراحی شد که ازنظر کمیوکیفی حرکت های علمی را آغاز کردیم، چرا که معتقد بودیم وهستیم که پایههای اساسی توسعه کشور نیروی انسانی است و تاریخ هم همین امر را گواهی می دهد.»
وی ادامه داد:«هرجا در تاریخ انسانهای عالم و آگاه وجود داشته اند تمدنها خلق شدهاند و هرگاه به دلیلی مانند غرور و تکبرها در داخل، نیروی انسانی صالح تضعیف شده، تمدنها شکسته شده است.»
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد:« توسعه کمی برای ما تا حدودی آسان بود در حالی که ابتدای انقلاب مشکلات جدی در بخش آموزش داشتیم و بسیاری از اساتید استخوان دار و با معلومات یا فرار کرده بودند و یا شرایطی داشتند که از نظر نیروهای انقلابی قابل قبول نبود. بنابراین با ایجاد انقلاب فرهنگی به سمت توسعه کمی دانشگاهها پیش رفتیم البته دولت امکاناتی نداشت و ناچار شدیم که به سمت بخش خصوصی روی بیاوریم و دانشگاه آزاد را تاسیس کردیم و سختیهای زیادی را در عرصه آموزش تحمل کردیم تا امروز که 5/3 میلیون دانشجو و عدهی زیادی فارغ التحصیل در کشور داریم.»
هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه «امروز برای یک جهش علمی آماده هستیم» گفت:« ما راه را گام به گام طی کردیم تا به اینجا رسیدم و امروز برای یک جهش علمی که مقدمه ی جهش بسیار وسیع اجتماعی ، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است، آماده هستیم. در سند چشم انداز بیست ساله باید تبدیل به مقام اول در منطقه شویم که متاسفانه در دو سه سال گذشته نه تنها جلو نرفتیم، بلکه در مقاطعی هم عقب گرد کردیم.»
رییس مجلس خبرگان رهبری با تاکید بر اینکه باید محور حرکت دانایی باشد، نه نفت و منابع طبیعی، تاکید کرد:« آنچه کمبود داشته ایم و تا به حال درست استفاده نشده بهره وری از سطوح انسانی است. ما امروز کمبود سرمایه نداریم؛ زمانی ما برای تهیه حتی یک دلار میدویدیم اما امروز دولت به این فکر است که از دلارها چگونه استفاده کند.»
وی ادامه داد:« درعین حال همواره محاصره خارجی را داشته ایم و هیچ گاه دستمان باز نبوده اما به هر حال با تکیه بر منابع انسانی و خصوصی سازی در سال 1404 در میان 27 کشور منطقه باید اول باشیم.»
به گزارش خبرنگار ایسنا ، در ادامه آیت الله هاشمی رفسنجانی به بیان برخی از شاخصهای برنامه پنجم توسعه پرداخت و گفت:« این شاخص ها شامل هشت محور است که هنوز به تایید مقام معظم رهبری نرسیده و تنها در مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب شده است.این موارد شامل ارتقای سهم تحقیق به سه درصد تا پایان برنامه ی پنجم توسعه است که اکنون کمتر از نیم درصد آن محقق شده و در واقع در این چهار سال ما درجا زده ایم.بودجه داشته ایم اما جذب دانشگاه نشده است. شاخص دوم اینکه حداقل 20 درصد از فارغ التحصیلان کارشناسی باید به کارشناسی ارشد و دکترا بروند. البته نسبتا وضع مان در این چند سال خوب است و شیب آرامی را در این زمینه می بینیم که بابودجه ای که در نظر گرفته ایم آسانتر خواهد شد.»
وی افزود:« شاخص سوم تلاش برای کسب مقام اول در تولید علم و فناوری است که درحال حاضر وضع مان بد نیست، البته مقام اول نیستیم و ترکیه ، مصر و عربستان از ما جلوتر هستند اما به هر حال ما باید به مقام اول برسیم. شاخص چهارم افزایش تولید ثروت از علم و فناوری است که اساسا شاخص تحقق چشم انداز و بالا رفتن تولید ناخالص ملی اینجا است که سهم افزایش ثروت از ناحیه علم و فن به سه درصد افزایش پیدا کند.»
رییس مجلس تشخیص مصلحت نظام گفت که شاخص پنجم شامل افزایش ثبت اختراعات است که پایین تر از حد کافی ثبت اختراعات داریم، درحالی که جوانان ما بسیار خلاقند؛ اما اختراعاتشان به ثبت نمی رسد و تلاش داریم که در این برنامه سهم اختراعات افزایش یابد و شاخص ششم افزایش سرانهی خدمات الکترونیکی به 35 درصد است و شاخص هفتم تاکید بر فناوری های "های تک" است و دقیقا همین نقطه است که تنازع میان کشورهای جهان سوم و اروپا و آمریکا آغاز می شود آنها از این امکان به خوبی استفاده میکنند و نمی خواهند که کشورهای جهان سوم خصوصا ایران که دارای نیروهای نخبه ی زیادی است از این فناوری بهره ببرند.»
|
رد صلاحیت به سبک کیهان! این همه سراسیمگی چرا؟ کیهانیان اینگونه می پسندند که دولتی سرکار آید که بدون ایستادگی منطقی بر مواضع خود،با هر چراغ سبزی به حرکت درآیند و هیچ نیاندیشند که چرا غرب و آمریکا با دولت خاتمی بر سر سازش نیامد؛که کنار آمدن با دولت های مردم گرا و منطق مدار به مراتب سخت تر است و دولت خاتمی بحق که لایق چنین سازشی نبود!
علی پارسا یاران-روزنامه کیهان در "یادداشت روز" شماره امروز خود به قلم مدیر مسوولش به نقل از اخبار موثق مدعی نگرانی سید محمد خاتمی از رد صلاحیت از سوی شورای نگهبان در صورت کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری شده و استدلال کرده:«این نگرانی از آنجا ناشی می شود که متأسفانه برخی از عملکردها و مواضع آقای خاتمی مخصوصاً بعد از پایان دوره ریاست جمهوری ایشان و در سفر به آمریکا و چند کشور اروپایی، با مبانی تعریف شده انقلاب و نظام و در پاره ای از موارد با آموزه های صریح اسلام مغایرت آشکار داشته است و این موارد از نگاه قانون می تواند رد صلاحیت ایشان برای نشستن بر کرسی ریاست جمهوری را درپی داشته باشد و گفتنی است که مطابق قوانین جاری افراد زیادی با کمتر از این موارد رد صلاحیت شده و می شوند.» اینکه روزنامه فخیمه کیهان با وجودیکه خاتمی تصمیمی برای ورود به عرصه انتخابات ریاست جمهوری نگرفته،چنین آشفته خاطر شده و دست به دامن"اخبار موثق"شده ناشی از همان بیماری "خاتمی هراسی"است که به هر ترفندی می خواهد خاتمی را از ورود به عرصه انتخابات ریاست جمهوری بازدارد و این بار هم رئیس جمهور پیشین را تهدید به رد صلاحیت کرده است.عجب اینکه کیهانیان که چند سالی است دور سفره پهن حاکمیت اصولگرایان نشسته اند و سور پایان اقبال مردم به اصلاح طلبی را گرفته اند، از هول "خاتمی هراسی" به چنین جوسازی هایی روی آورده اند. اما بر این منطق سست بنیاد کیهانیان، یادآوری نکاتی باید و آن اینکه در دوره ای که چراغ سبز آمریکا به اصولگرایان چنین اهالی کیهان را ذوق زده کرده و آمریکاستیزی پرآوازه شان چنین رنگ باخته،باید هم خاتمی را به خاطر عملکردها و مواضعش در سفر به آمریکا و چند کشور اروپایی مستحق رد صلاحیت بدانند.این خاتمی بود که درخواست جیمی کارتر رئیس جمهور اسبق آمریکا را برای دیدار در ایالات متحده بی پاسخ گذاشت،وگرنه اگر چنین درخواستی به هم مسلکان اصولگرای کیهان داده می شد،چرا که نباید ملاقات می کردند؟! شاهدش درخواست های مکرر رئیس جمهور محبوب کیهان برای مناظره تلویزیونی(بخواندی مفاهمه) با جورج بوش همتای آمریکایی اش است که پس از مکاتبه بی پاسخ با وی،بی جواب مانده و حال روی درخواستشان را به نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا گردانده اند و آقای احمدی نژاد خبر از دیدار با یکی از کاندیداهای آمریکایی داده است.حال اگر چنین حرفی را خاتمی می زد و همزمان اظهارات معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری مبنی بر "دوستی با مردم اسرائیل" منتشر می شد،مسلم است که کیهان چه ها می نوشت که ننوشت! البته کیهانیان اینگونه می پسندند که دولتی سرکار آید که بدون ایستادگی منطقی بر مواضع خود،با هر چراغ سبزی به حرکت درآیند و هیچ نیاندیشند که چرا غرب و آمریکا با دولت خاتمی بر سر سازش نیامد؛که کنار آمدن با دولت های مردم گرا و منطق مدار به مراتب سخت تر است و دولت خاتمی بحق که لایق چنین سازشی نبود!این به معنی نفی گام های مثبت صورت گرفته برای رفع تنش با آمریکا نیست که قاطبه اصلاح طلبان با نظرداشت به منافع ملی خواهان آنند،اما قطعا نشان می دهد که کدام طیف و جریان سیاسی برای سازش مناسبتر است! از یاد نرفته خبرسازی ها و جوسازی های کیهان در بهار سال 1376 و وقتی نام خاتمی بر تارک انتخابات ریاست جمهوری نشست و گرچه کیهان پیشاپیش سرخوش از پیروزی رقیب خاتمی بود،اما از هیچ مرحمتی دریغ نکرد که با بزرگنمایی و معرفی بلندبالای ضد انقلابیون،آنان را بر نام خاتمی بچسباند که البته وصله ناجور بود و مردم در دوم خرداد پاسخ این رفتار کیهان و هم مرامانشان را دادند که در جای خود قابل بازخوانی است.ولی اینکه در دوره مهرورزی،کیهان چنین به تکاپو افتاده و آسیمه سر به این ترفندها متوسل شده،مگر نه اینکه نشان می دهد هنوز از خاتمی در وحشت است. |
گفتوگوي خشايار ديهيمي با محمدرضا خاتمي (قسمت دوم)
من ميگويم كه عبور از خاتمي را جناح راست پروبال داد تا در ميان اصلاحطلبان و حاميان آنها تفرقه بيندازد. مسئله اما اين است كه كابينه دوم خاتمي، كابينه اصلاحطلب نبود. تا جايي كه من اطلاع دارم حتي قرار بود 5 نفر از وزراي پيشنهادي آقاي خاتمي راي اعتماد نگيرند اما به دليل اينكه همه آدمها در جبهه اصلاحطلبي مقيد به اصول نيستند ورق برگشت و همه راي آوردند. همچنان كه در داستان لايحه قانون مطبوعات اين اتفاق افتاد. در واقع نگه داشتن اين طيف بينالعباسين، آسيبها و زيانهايي به همراه دارد. اگر مجلس ششم به چند وزير خاتمي به اين دليل مستدل كه وزراي اصلاحات نيستند راي نميداد، آيا از خاتمي عبور كرده بود يا اينكه به وظيفه قانوني خود عمل كرده بود؟ من اين رفتارها را رفتارهاي اصلاحطلبانه نميدانم. شما ميگوييد كه هيچگاه حرف خود را عوض نكرديد من هم ميگويم كه حرف خود را عوض نكردن به اين معنا است كه فرد خيانت نكرده است اما به اين معنا نيست كه به پايگاه اجتماعي خويش توجه دارد. وقتي ميگويم به پايگاه اجتماعي خويش نگاه نداشتيد به اين معني است كه هيچ ارزيابياي از وضعيت سياسي – اجتماعي خويش نداشتيد. شما ميگوييد كه رسانه نداشتيد، من هم ميگويم كه شما ديده بوديد كه در فقدان رسانه دوم خرداد شكل گرفت. پايگاه اجتماعي شما طبق تحليل من طبقه متوسط شهري است كه بسيار هم گسترده شده است و بنابراين تاثيرگذارترين طبقه سياسي هم هست. توضيح دهم كه من طبقه را در معناي مجموعهاي كه به لحاظ فرهنگي در يكديگر پيوسته هستند به كار ميگيرم و از لحاظ فرهنگي اين طبقه متوسط شهري داراي هژموني است و بقيه طبقات را به دنبال خود ميكشد. لذا معتقدم كه دوم خرداد را همين طبقه متوسط شهري آفريد. من ميگويم كه در طول 8 سال اصلاحات نگاه اينچنيني به پايگاه اجتماعي حتي در ميان آنهايي كه سالم ماندند هم وجود نداشت. سالم ماندن به اين معنا نبود كه حرف مردم را به گوش ميگيرند. اين حرف را من بارها زدهام كه تفاوت زيادي است ميان نقد شنيدن و گفتن اين جمله كه ما به شما اجازه نقد كردن دادهايم. كسي نقدپذير است كه به نقد توجه دارد وگرنه گفتن اينكه در دوران اصلاحات بيشترين نقدها به ما صورت گرفته، دليل نقدپذيري شماست. اكنون مگر احمدينژاد را كم نقد ميكنند؟ زمين و زمان عليه او حرف ميزند اما مهم اين است كه تا چه حد به نقدها توجه ميشود. آقاي خاتمي هم به نقدها جواب نداد و جبهه مشاركت هم به اين نقدها جواب نداد. من هيچگاه نگفتم كه شما بايد در برابر تهديدات، صحنه را خالي ميكرديد. من ميگويم وقتي طرف ميگويد كه شما را به زمين ميزنم و ابزارهاي اين كار را هم دارد، شما بايد با هويت كامل خود به صحنه وارد شويد. دكتر معين هويت شما نبود. به همين دليل در داخل ستادهاي تبليغاتي شما كه من به آن رفت و آمد داشتم، عدهاي عليه دكتر معين حرف ميزدند. دكتر معين نه خواسته بخش كندرو جبهه دوم خود را برآورده ميكرد و نه خواسته بخش راديكالتر آن را. بنابراين انتخاب دكتر معين اشتباه بود. شما بايد هزينه رد صلاحيت را بر آنها تحميل ميكرديد. خود شما آيا به دليل اينكه يك بار رد صلاحيت شدهايد، گمان ميكنيد كه ديگر صلاحيت نداريد و بايد عقبنشيني كنيد؟ چرا حتي در انتخابات مجلس هشتم و شوراي شهر سوم با نفرات اصلي وارد نشديد تا هزينه را زياد كنيد؟ اكنون هم براي انتخابات رياستجمهوري دهم كه در شرايط حاد و بحراني و حياتي قرار داريم، جبهه مشاركت با استواري و بدون توجه به تهديدها به دو دليل از هويت واقعي خود فاصله ميگيرد: يكي به دليل اينكه جبهه دوم خرداد را حفظ كند و دوم به دليل سابقه ردصلاحيتي كه در پروندهاش وجود دارد يا تهديدهايي كه رسانههاي رقيب در قالب تخريب شخصيت انجام ميدهد. آيا اين درست است؟ادامه مطلب
گفتوگوي خشايار ديهيمي با محمدرضا خاتمي(قسمت اول)
ظهر يكي از همين روزهاي گرم تابستاني بود كه ما در دفتر شهروند ميزبان محمدرضا خاتمي و خشايار ديهيمي شديم. از ديهيمي خواسته بوديم تا به جاي ما مقابل خاتمي بنشيند و سوال بپرسد. با هر دوي آنها كه تماس گرفتيم، بياما و اگر پذيرفتند و اين شد كه ما مقدمات را چيديم و آنها گفتوشنود را آغاز كردند. هنوز گفتوگو آغاز نشده بود كه محمدرضا خاتمي، ديهيمي را خلع سلاح كرد! جاسيگاري روي ميز را برداشت، به كناري گذاشت و گفت: «همانطور كه شما ميگوييد اشتباهات اصلاحطلبان، ذرهذره مرگ اصلاحات را موجب شد، من به عنوان يك پزشك ميگويم كه دود سيگار ذرهذره خطرآفرين ميشود.» با اين همه اما اين باز هم ديهيمي بود كه سخن با حمله آغاز كرد و خاتمي را به دفاع واداشت.
خاتمي و ديهيمي چهارساعت مهمان ما بودند كه حاصل حضور آنها گفتوگويي دوساعتونيمه شد، گفتوگويي با رويكرد نقد اصلاحات و نگاه به آينده. گفتوگويي كه آنقدر در ميانه گرم شده بود كه دو طرف گفتوگو صرف ناهار را به اتمام آن موكول كردند و گفتوشنود خويش را بيوقفه و بدون خستگي ادامه دادند. گپوگفت خاتمي و ديهيمي گاه صورت مناظره ميگرفت و گاه در قالب پرسش و پاسخ مرسوم ادامه مييافت. در اين گفتوگو عملكرد سيدمحمد خاتمي و اصلاحطلبان نقد شد، به نقدها پاسخ داده شد و از دل آن راهكاري براي آينده ترسيم شد. ادامه مطلب
تهديد به ردصلاحيت خاتمي
در شرايطي که کانديداتوري يا عدم کانديداتوري سيدمحمد خاتمي براي انتخابات رياست جمهوري روشن نشده است، اما با اين وجود برخي جناح هاي تندرو مخالف اصلاح طلبان به خاتمي هشدار داده اند اگر وارد انتخابات شود با خطر ردصلاحيت مواجه خواهد شد.روزنامه کيهان که معمولاً بازتاب دهنده افکار طيف تندرو جناح اصولگرا به شمار مي آيد در صريح ترين پيام به خاتمي هشدار داد با خطر ردصلاحيت روبه رو است. ادامه مطلب

