
بعد از آنکه برخی از نهادها از برگزاری مراسم شب یلدا توسط نشریه چلچراغ ممانعت به عمل آوردند، اعضای هیات تحریریه این نشریه در شب عید غدیر به دیدار خاتمی رفتند، در این دیدار خاتمی به دیوان حافظ تفالی زد که مضمون آن دعوت برای حضور خاتمی در انتخابات بود.
به گزارش پایگاه خبری یاری، دکتر کریم ارغنده پور در وبلاگ خود، اینگونه به روایت این دیدار پرداخته است:«شب عید غدیر به همراه بر و بچه های مجله چلچراغ میهمان آقای خاتمی بودیم. چلچراغ چند سال است که جشن شب یلدا برگزار می کند و آقای خاتمی در آن شرکت می کند و برای جوانان تفالی به حافظ می زند و شعری می خواند. امسال به هر دلیلی امکان برگزاری یک جشن عمومی برای مجله میسر نشد و این جشن تبدیل به نشستی خودمانی بین اعضای تحریریه مجله و آقای خاتمی شد. شبی به یاد ماندنی بود. چلچراغی ها اگرچه چند شبی جلوتر به پیشواز شب یلدا رفته بودند ولی آسمان تهران اولین برف خود را در همین شب به مردم پایتخت ارزانی داشته بود. دفتر آقای خاتمی در جماران یعنی در کوهپایه های شمال تهران است. هوا به شدت سرد بود و برف آرام آرام می بارید و مثل همیشه با اندک بارشی نظم تردد و ترافیک شهر هم برهم خورده بود. قرار بود همه ساعت 5 در محل حاضر باشند ولی برف سبب شد که بیشتر بچه ها و نیز آقای خاتمی با تاخیر برسند. در یک سینی بزرگ بر روی میز جلوی آقای خاتمی برش هایی از هندوانه و انار و آجیل و کتاب را به نحو هوس انگیزی دکور کرده بودند.
آقای خاتمی که رسید عموزاده خلیلی –مدیر فرهیخته مجله- باب گفتگو را باز کرد و از رسم شب یلدای چلچراغ و جشن و حافظ خوانی، سپس از مسائل جوانان و بعد هم کمی از بدعهدی ایام گفت. آنگاه از آقای خاتمی خواست که سخن بگوید ولی آقای خاتمی گفت که ترجیح می دهد بیشتر سخن جوانان مجله را بشنود. ترکیب برادران قاسم خانی و ژوله در دو سوی خاتمی و نیز پاره ای هنرمندان جوان مثل پگاه آهنگرانی و حنا مخملباف فضای جلسه را از حالت خشک و رسمی خارج کرده بود. اول از همه امیر ژوله به سبک خودش شروع کرد و گفت که من می خواستم در این جلسه از تصمیم شما برای آمدن یا نیامدن بپرسم ولی گفتند درباره این موضوع سخنی نگویم می خواستم از اوضاع سیاسی و اقتصادی و فرهنگی بگویم که گفتند بهتر است درباره اینها هم در این شب نگویی، به همین دلیل تصمیم گرفتم از این بگویم که امروز به دایی ام که در خارج از کشور است زنگ زده بودم، با هم حال و احوال می کردیم، گفت چه می کنی گفتم امشب می خواهیم به دیدن آقای خاتمی برویم پرسید کدوم آقای خاتمی؟ گفتم همون که رییس جمهور بود گفت حالا چه می کند؟ گفتم رییس جمهور بعدی است!
بعد چند نفر از بچه ها سخن گفتند یکی از اوضاع نابسامان اقتصاد گفت یکی از نارضایتی های جوانان و دیگری هم شعری را که 3 سال پیش در هنگام خداحافظی خاتمی از ریاست جمهوری سروده بود خواند. بعد یکی از دوستان گفت بالبداهه یک دوبیتی سروده است که خواند و تحسین همه را برانگیخت و خاتمی به شوخی به او گفت برای سرودن بالبداهه این شعر چند ماه زحمت کشیده ای؟!
نیما دهقانی شاعر جوان طنزپرداز که مثنوی او در همایش موج سوم مورد استقبال بسیار قرار گرفته بود هم شعر کوتاهی خواند و خاتمی با تحسین به او گفت که مثنوی اش را در همان هنگام در سفر سوئیس دیده و شنیده است.
بعد آقای خاتمی به سبک فلسفی مخصوص خودش سخن گفت که لابد در خود مجله مشروحش خواهد آمد ولی پس از آن با جوانان صمیمانه سخن گفت و تقریبا هیچ پرسشی از آنان را در هیچ زمینه ای بی پاسخ نگذاشت. طبیعی است که مهمترین سوال درباره آمدن یا نیامدن او به انتخابات بود. حقیقتش این است که خاتمی در این جلسه هم اگرچه خصوصی تر بود ولی تکلیف را یکسره نکرد. درباب مشکلات و موانع راه زیاد گفت ولی از آن طرف هم گفت که اگر بیاید برنامه دارد و ... با این همه گفت که پاسخ قطعی اش به این سوال نباید چندان هم به طول بیانجامد. خلاصه هر جا خاتمی نیامدنش را برجسته می کرد چهره جوانان درهم می رفت و هرجا که نکته ای امیدوارانه به آمدن او اشاره داشت گل از چهره ها بر می شکفت و آنها را شادمان می کرد. اگر بخواهم قیافه جوانان را در 2 ساعتی که با آقای خاتمی بودیم تصویر کنم باید بگویم چهره جوانان در این جلسه مخلوطی از هپی فیس و سد فیس بود!

آقای خاتمی در بین سخنانش چند بار هم به حضور روز قبلترش در میان دانشجویان اشاره کرد و روشن بود که در مجموع از آن نشست راضی بوده است.
نکات ناگفته زیادی در بین این گفتگوها مطرح شد که چون جلسه متعلق به چلچراغ بود کپی رایتش هم متعلق به خود آنهاست و روا نیست من قبل از انتشار مجله، همه چیز را اینجا فاش کنم.
چلچراغی ها برخلاف هر سال امسال به جای حافظ 4 دیوان شعر آورده بودند تا خاتمی به دلخواه خود یکی از آنها را انتخاب کند: دیوان سعدی، شاهنامه، شمس و حافظ. ولی خاتمی در انتخاب حافظ تردید نکرد و گفت که یلدا همیشه با حافظ بوده است. حافظ را باز کرد و شعر را دید و کمی تامل کرد. آن را به عموزاده که کناردستش نشسته بود نشان داد و خواند:
زدر درآی و شبستان ما منور کن/ هوای مجلس روحانیان معطر کن
هنوز مصرع اول را نخوانده بود که فضای مجلس پر از شادی شد همه کف زدند و یکی گفت ببینید نظر حافظ هم این است که شما بیایی.
خاتمی خواندن را ادامه داد:
به چشم و ابروی جانان سپرده ام دل و جان/ بیا بیا و تماشای طاق و منظر کن
وقتی به کلمه "بیا بیا" رسید دوباره جمعیت کف زدند و شادمانی کردند. دیدم خود خاتمی هم برقی در نگاهش می درخشد اگرچه چهره اش جدی است. خواندن را ادامه داد و جمعیت با خواندن هر بیت دست می زدند:
حجاب دیده ادراک شد شعاع جمال/ بیا و خرگه خورشید را منور کن
و الی آخر (غزل 387)*
بعد هم دوباره پرسش و پاسخ های صمیمانه ادامه یافت و ژوله چند لطیفه گفت و مجلس را ترکاند و دست آخر هم به سبک این طور جلسات عکس های یادگاری گرفته شد و خداحافظی و دل سپردن به برف و راه های بسته و لغزان و پرخطر.
صمیمانه به خوانندگان این سطور می گویم اگر شما هم از لابلای این سطور درنیافتید که تصمیم نهایی خاتمی چیست، مقصر من نیستم. به نظرم اگرچه او گفت که به زودی تکلیف را روشن خواهد کرد ولی باورم این است که خود او هم هنوز به قطعیت نرسیده است و طبعا تلاش ها در این فرصت کم باقیمانده در تصمیم نهایی او قطعا بی تاثیر نخواهد بود.
------------------------------
*ز در درآ و شبستان ما منور کن هوای مجلس روحانیان معطر کن
اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز پیالهای بدهش گو دماغ را تر کن
به چشم و ابروی جانان سپردهام دل و جان بیا بیا و تماشای طاق و منظر کن
ستاره شب هجران نمیفشاند نور به بام قصر برآ و چراغ مه برکن
بگو به خازن جنت که خاک این مجلس به تحفه بر سوی فردوس و عود مجمر کن
از این مزوجه و خرقه نیک در تنگم به یک کرشمه صوفی وشم قلندر کن
چو شاهدان چمن زیردست حسن تواند کرشمه بر سمن و جلوه بر صنوبر کن
فضول نفس حکایت بسی کند ساقی تو کار خود مده از دست و می به ساغر کن
حجاب دیده ادراک شد شعاع جمال بیا و خرگه خورشید را منور کن
طمع به قند وصال تو حد ما نبود حوالتم به لب لعل همچو شکر کن
لب پیاله ببوس آنگهی به مستان ده بدین دقیقه دماغ معاشران تر کن
پس از ملازمت عیش و عشق مه رویان ز کارها که کنی شعر حافظ از بر کن
سید محمد خاتمی در جمع هزاران دانشجوی در مراسم روز دانشجو در دانشگاه تهران با عنوان «یادگار خون عاشقان» و توسط انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران برگزار شد، با تبربک عید سعید غدیر، از این عید به عنوان عید سعید انسان مومن و آزاده و عیدی که شیعیان افتخار دارند که انتصاب بیشتری با آن دارند، اما در واقع این عید فراتر از وابستگی به یک مذهب و یک گرایش است، عید انسان آنگونه که باید بود یاد کرد.
18تير جنايت بزرگي بود
وی همچنین به سالروز شهادت آیت الله دکتر مفتح اشاره کرد و گفت:«در آستانه سالروز شهادت انسان بزرگی هستیم که هم مبارز بود هم روشن اندیش بود، هم مومن بود و هم دارای سعه صدر و در آغاز انقلاب و بامداد انقلاب به دست جنایتکاران ترور شد.»
رئیس بنیاد باران به جایگاه ویژه آیت الله دکتر مفتح در حوزه و دانشگاه اشاره کرد و اظهار داشت:«ایشان در مبارزات و در جریان نشر اندیشه های روشن اسلامی و مبارزه با تحجر و تفکرهای ارتجاعی نقش بزرگی داشت و و يكي از نگرانيهاي ما اين است كه شخصيتهايي مانند مفتح كه مظهر روشنفكري بودند توسط برخي جريانات مصادره شود و من با اطمينان ميگويم مفتح از شخصيتهاي برجستهاي بود كه اگر امروز بود، در كنار شما دانشجويان حضور داشت.»
خاتمی با اشاره به سالروز شهادت سه آذر اهورایی، تصریح کرد:« به این روز از زوایای مختلف می توان نگریست، 16 آذر مظهر بيداري دانشگاه در دفاع از آزادي، استقلال و سربلندي كشور و نشان دهنده پيشگام بودن دانشگاه در پرداخت هزينه براي آرمانهاي ملت است.»
وی 16 آذر را اعلام مبارزه نفس گير ملت ايران با استبداد دانست و افزود:«دانشگاه در اين مسير پيشتاز بود تا بگويد مرحله تازه اي از مبارزه در ايران عليه استبداد آغاز شده است.»
رئیس جمهور سابق کشورمان شكستن فضاي رعب و وحشت ايجاد شده پس از كودتاي 28 مرداد را از ديگر شاخصههاي واقعه 16 آذر عنوان كرد و گفت:«سه قطره خون پاك دانشجويان شهيد زمينه ساز و آتش فشاني شد براي مبارزه با استبداد.»
وي با تاكيد بر اينكه 16 آذر در ميان حوادث گوناگون دانشگاه جايگاه ممتازي دارد،تصریح كرد:«بر همين اساس 16 آذر شايستگي اين را دارد كه به عنوان نماد جنبش دانشجويي مطرح شود.»
خاتمی در ادامه به نقش موثر دانشجويان در پيروزي انقلاب اسلامي اشاره کرد و اظهار داشت:«بيش از صدها تن از دانشجويان حيثيت خود را براي سربلندي كشور و دفاع از انقلاب و منافع ملي از دست دادند و رزمندههاي بسياري بودند كه در جبهه حاضر شدند اما همه اين حوادث منشا آن در دانشگاه بود.»
وی سپس به حادثه تلخ كوي دانشگاه تهران اشاره کرد و ادامه داد:« حادثه كوي دانشگاه نشانه مظلوميت دانشگاه و مقاومت ستودني اين دانشگاه بود. 18تير جنايت بزرگي بود كه زخم مظلوميت آن هنوز دل هاي دلسوزان نظام را ميسوزاند. در صورتي كه اين حادثه هيچ ربطي به دانشگاه نداشت و سبب شد كه فشار بر دانشگاه بيشتر شود.»
خاتمي با تاکيد مجدد بر اينکه 16 آذر نماد جنبش دانشجويي بود، تصريح کرد:«16 آذر يک حادثه مستمر و دائم است که هميشه بايد به ياد آن بود.»
رئيسجمهور سابق کشورمان با بيان اينکه در بررسي روز دانشجو بايد نکاتي را مد نظر قرار داد، تصريح کرد:« سوال من اين است که آيا ما واقعاً جنبش دانشجويي داريم؟ معتقدم هر جنبش خاص اجتماعي اگر ريشه در جنبش عام اجتماعي نداشته باشد، يا پا نميگيرد يا خيلي زود از بين خواهد رفت، پس بايد همسو با جنبش اجتماعي باشد تا نقش هدايت گري داشته باشد.»
وي با بيان اينکه بيش از 100 سال است که جنبشي وسيع و همه جانبه در تاريخ ايران جريان دارد، اظهار داشت:«اين جنبش اصيل و حضور ملت ايران در ميان ساير ملتها پيشتاز اين جنبش در جهت نفي استبداد و استعمار و تلاش براي پيشرفت همه جانبه کشور و جست و جوي عدالت به عنوان مبناي کار حاکمان حضور داشته است.»
رئیس مرکز گفتگوی تمدها با تاکيد بر اينکه ميخواهيم آزاديهاي مدني بر اساس حقوق اساسي ملت در جامعه شکل بگيرد، گفت:«ميخواهيم از عقب ماندگي تاريخي نجات پيدا کنيم و ننگ عقب ماندگي را از تاريخ ملت ايران پاک کنيم. ميخواهيم خودمان بر سرنوشت خود حاکم شويم. جامعهاي ميخواهيم که در آن خبري از فقر و تبعيض نباشد. البته بيانصافي است اگر بگوييم از ابتداي پيروزي انقلاب تحولاتي در اين زمينه صورت نگرفته است ولي هنوز به اهداف خود نرسيدهايم.»
سئوالات صریح خاتمی از مسئولان
خاتمي سپس به طرح سئوالات صریحی پرداخت.
وی گفت:«آیا ما از عقب ماندگی رهایی یافته ایم؟آیا فقر و فساد و تبعیض از جامعه ما رخ بربسته است، آیا دولت از اینکه کارفرمای بزرگ باشد، برآمده از مردم باشد و مسئول در برابر مردم باشد، آیا به جای اینکه دولت اینچنین باشد و کارفرمای بزرگ نباشد در جامعه ما تحقق یافته است؟آیادولت پشتیبان امنیت و پیشرفت ملت شده است؟ آیا در جامعه ما میزان رای ملت است یا هنوز به جای حفاظت از قانون و رای مردم کسانی می خواهند بر مردم قیمومیت اعمال کنند؟آیا شاهد پیشرفت همه جانبه هستیم؟»
خاتمی ادامه داد:«آیا آزادی به معنای واقعی کلمه در جامعه ما نهادینه شده است؟ آیا دانشگاههای ما که باید کانون آزادی باشند آزادی را احساس می کنند؟ آیا اکثریت در دانشگاههای ما با هیات های علمی شایسته است؟ آیا در دانشگاههای ما و در جامعه ما نقد قدرت هزینه ندارد؟ اگر ندارد این همه ستاره گذاری و محرومیت برای چیست؟چرا هنوز در برخی از دستگاهها و نهادها نقد که وظیفه اصلی دانشگاه و روشنکفر جامعه است به عنوان براندازی محسوب می شود با ناطق به عنوان برانداز برخورد می شود؟»
وی تاکید کرد:«آیا به قانون اساسی عمل می شود؟ آیا هنوز کسانی که باید حافظ قانون اساسی باشند و در پاسداری از رای مردم بکوشند آیا چنین است؟اگر به اهداف رسیده ایم پس سند چشم انداز بیست ساله یعنی چه؟ یعنی نرسیده ایم، یعنی تا رسیدن به این اهداف فاصله زیادی داریم.»
رئیس بنیاد باران همچنین گفت:«باید انقلاب و ارزشهای انقلاب همواره زنده بماند و باید تلاش کنیم که اهداف این انقلاب تحقق یابد.»
وی ادامه داد:«آنچه به دست آمده است قطعا بسیار ارزشمند است ولی ما به اهداف نهایی نرسیده ایم که بگوئیم دیگر در جامعه جنبش لازم نیست، جنبش در این مرحله یک تفاوت اساسی با جنبش در قبل از انقلاب دارد، در قبل از انقلاب جنبش برای از پای درآوردن یک رژیم تا بن دندان فاسد و وابسته به بیگانه بود و امروز جنبش برای این است که نظامی که از متن جامعه درآمده است به اهداف خود برسد، اگر لازم است در ساختارها و رفتارها اصلاح شود و تلاش کنیم تا آرمانهای انقلاب و همان اهدافی که در قانون اساسی آمده است، تحقق یابد.»
رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«جنبش دانشجویی هنگامی موفق هست که متوجه آن جنبش اساسی موجود و زمینه ساز در جامعه باشد و متوجه مسائل مختلف موجود در جامعه باشد و در جهت تغییر در وضع و حال طبق نیازها و خواستهای تاریخی و جامعه که پیشرفت، توسعه مردمسالاری، و بخصوص اخلاقی شدن جامعه و رسیدن به نظام و جامعه ای که هم حق و حرمت مردم در آن محفوظ باشد و هم نشانی از استبداد در آن نباشد و هم معنویت اخلاق در آن رعایت شود، باشد.»
وی تاکید کرد که دانشگاه با خصوصیاتی که دارد می تواند از سرآمدان این جنبش در جامعه ما و دارای نقش رهبری در جامعه ما باشد.
خاتمی، آزادی خواهی، آلوده نبودن به امور و شرایط دست و پاگیر زندگی،دانش آموختگی، آشنایی با جهان و جامعه را از محسنات جنبش دانشجویی خواند و گفت:«در صورت توجه به نیازهای جامعه، نه تنها جنبش پویای دانشجویی خواهیم داشت بلکه نقش رهبری اجتماعی را نیزمی تواند به عهده بگیرد، بی آنکه خود در قدرت باشد.»
وی ادامه داد:«همین جا فاصله جنبش دانشجویی با دیگر نهادهای مدنی مثل احزاب روشن و مشخص می شود، دانشجو در پی کسب قدرت نیست بلکه نظرش معطوف به اصلاح قدرت و حتی به قدرت رسیدن افراد و گروههای صالح است.»
توصیه های مهم خاتمی به دانشجویان
خاتمی در ادامه بحث خود به بیان چند نکته مهم که می بایست جنبش دانشجویی به آن توجه کند پرداخت.
وی اولین مورد را داشتن اندیشه روشن و نیز سامان حرکت ناظر به تحول اساسی در مسیر آزادی و استقلال و عدالت و پیشرفت عنوان کرد.
از نظر رئیس بنیاد باران، داشتن نقش تاثیرگذار در جامعه و توان ایجاد نقش مرجعیت در جامعه ای که دچار بحران مرجعیت است باید مدنظر جنبش دانشجویی قرار گیرد.
او افزود:«امروز در کمال تاسف مرجعیت های دینی و سنتی ما تضعیف شده اند، مرجعیت های نهادهای مدنی هنوز شکل نگرفته است و جنبش دانشجویی اگر روشن باشد و واقع بین و در عین آرمانگرایی به واقعیات توجه کند می تواند تا حدود زیادی این نقش مرجعیت را داشته باشد.»
رئیس دولت اصلاحات در توضیح مورد سوم نیز اظهار داشت:«جنبش دانشجویی باید بتواند همزبان با جامعه باشد،یعنی اولا بتواند موقعیت زمانی و مکانی و جهانی و تاریخی را درک کند و نیز نیازهای واقعی جامعه را دریابد و رویکردها و شعارهای خود را با آن خواستها و نیازها منطبق کند و بعد به سوی استقرار نظم و سامانی حرکت کند که در آن دردهای مزمن و جدید جامعه درمان شود و خواستهای تاریخی جامعه مردمسالاری، پیشرفت، عدم وابستگی، رفاه توام با عدالت و توسعه و اخلاف و رعایت موازین مورد احترام و اعقتاد است رعایت شود و زبان او به زبان مردم نزدیک شود.»
وی تصریح کرد:«اشتباه نکنیم، در جامعه ما غلبه با تفکر و اندیشه دینی است، دانشجوی بیگانه با دین و رویگردان از دین قدرت ارتباط با جامعه و مفاهمه را نخواهد داشت و باز هم تاکید می کنم که جنبش دانشجویی معطوف به قدرت نیست، در عین حالی که برای روی کارآمدن قدرت صالح تلاش می کند همواره به صورت نقاد دولت و قدرت باقی خواهد ماند تا جلوی آفت فساد و خودکامگی با بگیرد و زمینه های رانت خواری و رانت دهی در جامعه از بین برود .»
خاتمی ادامه داد:«به تعبیر سقراط که نقش فیلسوف و پیشوا در جامعه را نقش خرمگس می داند که دائما نیش می زند، نیش به قدرت تا حد خود را بشناسد و نیش به جامعه تا حد خود را بشناسد، جنبش دانشجویی نیز باید چنین باشد.»
به عقیده خاتمی، جنبش دانشجویی باید به شعارها و معیارهای انقلاب پایبند باشند، چرا که انقلاب یک حادثه کوچک نبود، یک واقعه بزرگ بود دارای آرمانهای بلند در مسیر و در جهت تقویت خواستهای ملت ایران بود.
خاتمی در پایان سخنرانی خود خاطر نشان کرد:«جنبش دانشجويي بايد به شعارها و معيارهاي اصيل انقلاب پايبند باشد چرا که انقلاب يک حادثه کوچک نبود و داراي آرمانهاي بلندي بود در جهت تقويت خواستههاي تاريخي ملت ما. دانشجو بايد بتواند ضمن پيگيري مواضع انقلاب، آرمانها و اهداف، اگر هم نقد ميکند در همين چارچوب حرکت کند.»
خاتمی سپس به سئوالات مختلف دانشجویان پاسخ گفت.
وی در پاسخ به این پرسش كه «برای انتخابات ریاستجمهوری پیش رو، استراتژی شما و مجموعه دلسوزان نظام در چگونگی نقشآفرینی در انتخابات و تحقق رسالت جریان دانشجویی به عنوان امری كه امروز یكی از اساسیترین امور به شمار میآید، چیست؟» گفت: اگر اجازه بدهید بنده این سوال را آخر جواب میدهم.
دانشجویان حاضر در پاسخ «نه» گفتند.
وی در ادامه گفت:«پاسخ به این سوال كمی به توضیح نیاز دارد، پس اگر سوالاتی را كه جواب كوتاهتری میخواهد، ابتدا بگویید بهتر است.»
اما دانشجویان حاضر در جلسه خواستار پاسخگویی خاتمی شدند كه وی نیز به این پرسش پاسخ داد.
معتقدم آسانترین كار برای خدمت به مردم، داشتن برنامه است
خاتمی اظهار داشت:«درانتخابات ریاستجمهوری كه پیش روی ماست، ابتدا باید پرسید چه باید كرد، كه این یك مساله است و صحبت شما در رابطه با شخص بنده نیز مساله دیگری است، در مورد خودم افرادی نظیر بنده از نسلی هستیم كه در كودكی شاهد نهضت مقاومت ملی، استقرار حكومت ملی و بعد كودتای آمریكایی و ضدملی ٢٨ مرداد بوده است. »
وی ادامه داد:«در نوجوانی شاهد شروع نهضت بسیار گسترده و عمیق به رهبری امام بودیم و در بهترین سالهای عمر در حوزه و دانشگاه لحظات شیرین و تلخی داشتیم؛ البته نه در حد بزرگانی كه در این زمینه خیلی مایه گذاشتند، بلكه در حد ناچیزی، دست بر آتش مبارزات، چه در زمینه فكری و چه در زمینه عملی، داشتیم.»
خاتمی ادامه داد:«انقلاب اسلامی برای ما نوید یك بامداد روشن و نجات كشور از یك دوران سیاه را داشت؛ اما سوال اینجاست كه ملت ما چه میخواستند؟»
رییسجمهور سابق كشورمان در ادامه توضیح داد:«اول اینکه از صد سال پیش كه جنبش اجتماعی شروع و زمانی كه انقلاب اسلامی پیروز شد، دوم اینکه یش از ١٣ قرن از حضور اسلام در این سرزمین میگذشت. این اسلام و دنیای اسلام در مواجهه با دنیای جدید كه به لحاظ سیاسی، فكری و اقتصادی تحولاتی را ایجاد كرده بود، رویكردهای مختلفی پیدا كرد كه یكی رویكرد انفعالی بود و از طرف سنتپرستان كه فقط به ظواهر دین و اندیشههای خود پایبند بودند، مطرح میشد. همچنین مساله مقاومت كامل در مقابل غرب مطرح شد، البته میدانید این روش و سنت، خود از عوامل بسط و پیدایش سكولاریسم در كشورهای اسلامی بوده است.»
وی افزود:«در میان این افراد كسانی روشنبینتر بودند و میدانستند اوضاع و احوال تغییر كرده و سعی میكردند اسلام را به گونهای مطرح كنند كه بتواند حلال مشكلات باشد.»
رییس موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها تصریح كرد:«در عمل اینها فقط به امارت اسلامی و خلافت اسلامی كه سابقه در تاریخ داشت، میاندیشیدند. در این میان انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام بود كه جمهوری اسلامی را مطرح كرد؛ بینشی روشن كه در عین حالی که میبایست بر هویت خود ملت تكیه كند، میخواست از دستاوردهای بزرگ دنیا در همه عرصهها استفاده كند. ما در آن رویكرد اول ارتجاع كامل میبینیم و در قسمت دوم، یعنی آنها كه به خلافت و امارت و زور میاندیشیدند،ما احساس می کردیم اگر روی كار میآمد، یك نظام خشن كه فقط به ظواهر تكیه میكرد و همه آزادیها را از بین میبرد، ایجاد میشد كه نمونه آن را در همسایگی خودمان دیدیم.»
خاتمی ادامه داد:«جمهوری اسلامی برای همه ما نویدبخش بود كه بتوانیم بر اساس آن تحولی را ایجاد كنیم؛ و چه فداكاریهایی برای آن، و این همه شهید داده و تلاش شد. اكنون هم هر كاری كه برای تحقق آن جمهوری به آن صورت كه امام گفت و به آن صورت كه در قانون اساسی آمده و خواست ملت ماست، انجام میدهیم.»
وی در ادامه با بیان این كه در روند موجود با مشكلاتی روبرو هستیم، افزود:«معتقدیم با این روند كه ممكن است حتی با حسن نیت هم باشد؛پیشرفت دور از دسترس است، مشكلاتی همچون فقر، تبعیض و نابرابری افزایش پیدا میكند، تهدیدها علیه ایران افزایش پیدا میكند، حتی خطر تحریف اسلام و آرمانهای انقلاب نیز وجود دارد.»
خاتمی با بیان این كه برای كسانی كه دلبسته نظام، اسلام، مردم و دارای اندیشه هستند، اندیشیدن درباره تغییر وضعیت موجود امر مطلوبی است، اظهار داشت: «معتقدیم كشور ظرفیتهای فراوانی به لحاظ مدنی، اقتصادی، موقعیت ژئوپلوتیك و ژئواستراتژیك دارد كه هم میتوان از این مشكلات رهایی پیدا كرد و هم در جهت تامین خواستههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مردم برنامه ارائه داد.»
وی خاطرنشان كرد: «بنده با كارشناسان و خبرگان در ارتباط هستم و معتقدم آسانترین كار برای خدمت به مردم، داشتن برنامه است، اما مساله این است كه آیا برنامه و شعار خوب داشتن برای این كه بتوان به مردم خدمت كرد، كافی است؟ اگر این برنامه و منتخب مردم با پشتوانه یك تفاهم ملی و پشتوانه همه اركان و ارگانهای نظام روی كار نیاید و یا برعكس در مقابل برنامههایش كارشكنی شود، نه تنها نمیشود از این امكانات استفاده كرد، بلكه حتی ممكن است امكانات موجود را هم به هدر دهد.»
خاتمی افزود:«درصورتی میتوان با برنامه آمد كه مطمئن باشد میتوان آن را اجرایی كرد و دستگاهها و نهادهایی كه دارای قدرت هستند پشتیبان باشند یا حداقل كارشكنی نکنند؛ بنابراین اگر كسی با وجود این كه میداند برنامه دارد، ولی نمیتواند كار كند در آمدن تردید میكند، نشانه عافیتطلبی نیست، بلكه نشانه این است كه آیا میتواند كار بكند یا نمیتواند؟ اگر همه چیز بر وفق مراد نباشد یا اگر كارشكنی در كار باشد، نمیتوان كار را انجام داد.»
باید به سراغ فردی رفت كه تحولخواه باشد و روی او هم حساسیت كمتر باشد
رییسجمهور سابق كشورمان تصریح كرد:« اما این كه چه باید كرد؟ بنده معتقدم باید به تغییر اندیشید و در مسیر خدمت به مردم و آرمانهای آنها كار كرد، همچنین برای اعتلای كشور، تامین آزادیها در جامعه، مبارزه با فقر، ایجاد تولید و اشتغال و سایر مسائل و همچنین دفع تهدیدها تلاش كرد. در اینجا نباید متوجه فرد باشیم. اگر فردی احساس كند آمدن او با كارشكنی توام میشود باید به سراغ فردی رفت كه تحولخواه باشد و روی او هم حساسیت كمتر باشد تا بتواند به مردم خدمت كند و هم نیروها هدر نرود.»
وی ادامه داد: «بنابراین همه باید در عرصه انتخابات حضور داشته باشیم و بكوشیم آنچنان كه به مصلحت جامعه است دفاع و تبلیغ برای آمدن افرادی كه برنامه دارند و بتوانند در مسیر اهداف انقلاب حركت و به جامعه خدمت كنند، انجام دهیم؛ بنابراین همه در اصل انتخابات به لطف خداوند شركت میكنیم.»
در ادامه این سوال پرسیده شد كه در شرایط فعلی، آن مسائلی كه مورد نظر شماست و برتصمیمگیری شما اثر میگذارد كدام است؟
خاتمی در پاسخ گفت:«ما آزادی،استقلال، پیشرفت و عدالت را میخواهیم، باید واقعبین بود و ایدهآلگرایی نكرد. معتقدم ایران زمینههای بسیار مساعدی برای پیشرفت دارد. مردم ما شایسته برخورداری از آزادی و استقلال هستند؛ برای این كار قطعا باید برنامه داشت و بر این اساس آسانترین كار داشتن برنامه است؛ بهویژه برای ما كه تجربه تدوین دو برنامه سوم و چهارم و اجرای كامل برنامه سوم را داشتیم و به مسائل آشنا هستیم و مطالب را میدانیم. »
وی افزود: «معتقدم درحال حاضر شرایط سختتر شده و نتوانستهایم در مسیر اهدافی كه چشمانداز و سایر اهداف بلند دارند، حركت كنیم، اما انجام تحول در جامعه و پیشرفت كه هم مردم از نظر اقتصادی در جایگاه مناسب باشند و هم عدالت اجتماعی حاكم شود و هم تهدیدها نسبت به ایران كم شود و در عین حالی که ما بر اصول پافشاری میكنیم، حفظ شود، كاملا میسر است؛ مهم آن است چه كسانی و چگونه میتوانند كار را انجام دهند.»
امروز انشاءالله همه جا گل و بلبل شده است
رییسجمهور سابق كشورمان در ادامه گفت:«اگر شما برنامه خوب هم داشته باشید اما در مقابل با دو مساله روبرو باشید كه یكی توقع مردم است كه انتظار دارند یك شبه مسائل حل شود ، این در حالی است كه مسائل یك شبه حلشدنی نیست اما میتوان در آن جهت حركت كرد و دومین مساله این كه با كارشكنی و تخریب مواجه شوید؛ یعنی دستگاههایی كه باید كمك و پشتیبانی كنند فقط مردم را تحریك كنند.»
خاتمی افزود:«یادتان هست که در زمان بنده هم فقر، فساد و گرانی وجود داشت و اشتغال نبود، در رسانه ملی و دستگاههای مختلف و تشكیلات مختلف این امر مطرح شد! اما امروز انشاءالله همه جا گل و بلبل شده است. »
وی ادامه داد:«اگر شرایط به این صورت باشد كه واقعبینانه بتوان با مردم حرف زد و برنامه ارائه داد و بعد مطمئن بود كه این برنامهها در عمل پیاد میشوند،معقول این است که از طرف ارگانها و نهادها پشتیبانی شود ولی حداقل انتظار این است که در برابر آن كارشكنی نشود.»
من نمیگویم نه!، دارم بررسی میكنم
خاتمی افزود: «نمیتوان به مردم قول داد و نتوانست عمل كرد و سپس همه جریانها و جناحها شروع به حمله كنند، بنده معتقدم باید کسی بیاید كه میتواند كار بكند، البته من نمیگویم نه!، دارم بررسی میكنم. »
این سخنان خاتمی با تشویق دانشجویان حاضر در سالن مواجه شد.
وی خاطرنشان كرد:«اگر به سراغ افرادی برویم كه هم برنامه دارند و هم تحولخواهند و هم حساسیتی كه روی ما وجود دارد، روی آنها نیست، در خدمت بیشتر به مردم بودهایم. ما و شما باید تلاش كنیم تا آنچه بیشتر به نفع ملت، انقلاب و جامعه است، انشاءالله عملی شود.»
خاتمی در ادامه این جلسه در پاسخ به سوالی درباره این كه بهترین استراتژی برای حضور كلیه گروهها، اقشار سیاسی و بهویژه دانشجویان چیست؟ گفت:«آنچه برای انتخابات لازم است وجود آزادی فضای انتخابات، اطمینان از این كه رای مردم مورد احترام و حفاظت قرار گیرد و همچنین زمینهسازی برای رقابت است؛ یعنی دوستان از هر جناح و گروه و حزبی ابتدا برنامه خود را عرضه كنند و زمینه و اطمینان داده شود كه نمایندگان واقعی جریانهای فكری و گروهی میتوانند در عرصه انتخابات حاضر و گروهها و جریانهای بیرون بدون تخریب یكدیگر به ترویج برنامههای خود بپردازند. »
وی ادامه داد: «بنده معتقدم اصولگرایی به آن معنا كه ما گفتیم راه نجات كشور، تقویت آرمانهای انقلاب و خدمت به مردم است؛ اما در عین حال این مردم هستند كه باید نظر و رای بدهند و طبعا اگر فضا، فضای اطمینانبخش باشد، هر رایی كه مردم دهند، باید مورد اطمینان قرار گیرد و همه به آن احترام بگذارند.»
رئیس بنیاد باران خاطر نشان کرد:«اگر مردم با امید در صحنه حاضر شوند، تردیدی ندارم كه نتیجه رای آنها در جهتی خواهد بود كه در مسیر تامین خواستهای ملت ایران، آزادی، استقلال، پیشرفت و رفع تهدیدهاست. مردم باید با همه وجود در صحنه حضور یابند.»
در انتخابات گذشته چه نيروهاي برجسته انقلابي سابقهداري فقط به خاطر اینکه مورد پسند و توجه یک گرایش نبودند از صحنه حذف شدند
خاتمی با بیان این كه همه كار دست ما نیست و بخشی در دست برگزاركنندگان است که باید این اطمینان را به مردم بدهند، گفت:«بخشی از این كار ارائه برنامههای روشن و جذاب برای جذب بیشتر مردم به پای صندوقهای رای است. در صورت حصول چنین شرطهایی، هر نتیجه ای كه حاصل شود باید به آن احترام گذاشت.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها در پاسخ به پرسشي مبني بر اين كه آيا استراتژياي براي مبارزه با كارشكنيهایی که از طرف نهادهای گوناگون در برابر کاندیداتوری شما یا نامزد اصلاح طلبان ایجاد خواهد شد وجود دارد، با تاكيد بر اين كه يقينا بايد در اين زمينه كار شود، توضيح داد:«همه چيز دست ما نيست. شما ديديد كه در جريان انتخابات گذشته در امر تاييد صلاحيتها چه شد و چه نيروهاي برجسته انقلابي سابقهداري فقط به خاطر اینکه مورد پسند و توجه یک گرایش نبودند از صحنه حذف شدند.»
رئیس بنیاد باران ادامه داد:«در جريان انتخابات مجلس هشتم از ٢٩٠ كرسي مجلس، جبهه اصلاحات با همه تسامحي كه داشت در ١٠٤ كرسي امكان رقابت داشت. ديديد كه در اين ١٠٤ كرسي نزديك به ٦٠ نفر به صحنه آمدند، جو جامعه اينچنين است. آيا اگر در ٢٩٠ كرسي نامزدهاي اصلاحطلب حضور داشتند، امروز بالاي ٥٠ درصد اين مجلس در اختيار اصلاحطلبان نبود؟»
اصلا شعار مرگ ندهيد
رييسجمهور سابق كشورمان همچنين در واكنش به برخي شعاري با محتواي « مرگ بر ...» در سالن گفت:«اصلا شعار مرگ ندهيد، بحث دوستانه داريم.»
امروز زندان رفتن در این نظام باعث خفت نیست
خاتمي در ادامه سخنانش اظهار داشت:«اين كه بگذارند چه كساني در عرصه بيايند و نيايند، يك مساله است، گرچه متاسفانه امروز تائيد يا ردصلاحيتها اثر مثبت يا منفي در جامعه ندارد و اين براي ما باعث تاسف است، بدين معنا كه ارزيابي در اين زمينه براي جامعه ما چندان مورد توجه نيست، همچنان که متاسفانه امروز زندان رفتن در این نظام باعث خفت نیست و این باعث تاسف است.»
وي افزود:«ما از موضع دفاع از اسلام و جمهوري اسلامي ميگوييم بايد در جامعه طوري باشد كه اين طور تلقي شود كه هر كس با او برخورد ميشود، انسان مجرم خطرناكي است نه اينكه اين شائبه ايجاد شود كه در برخي مواقع فقط به خاطر انتقاد و آن هم نه اعتراض، برخوردي ميشود يا افرادي به دليل داشتن سليقه خاص سياسي رد صلاحيت ميشوند ولو اين كه سابقه آنها در انقلاب، در جبهه و ساير مسائل از برخي كساني كه ردصلاحيت ميكنند، خیلی بيشتر باشد.»
خاتمي تصريح كرد:«همه چيز دست ما نيست. ما فقط ميتوانيم اعتراض و مساله را مطرح كنيم، به همين دليل بايد تلاش شود افرادي كه به هر حال یا توان ردصلاحيت آنها نيست به هیچ وجه يا ردصلاحيت آنها هزينه زيادي دارد بيشتر در صحنه شركت كنند.»
وي ادامه داد:«اگر اين مشكل نبود افراد باصلاحيتي وجود داشتند كه ميتوانستند در انتخابات شركت كنند و مورد توجه مردم قرار گيرند و خدمت كنند.»
خاتمي در ادامه توضيح داد:«افرادي كه انتخابات را برگزار ميكنند رسالت و وظيفه خود را پاسداري از راي مردم بدانند احساس نکنند که وظیفه شرعی آنها این است که یک چیزی خاصی محقق شود ولو اینکه رای مردم نباشد.»
وي ادامه داد:«اين كه ما ميگوييم بايد كساني در جمهوري اسلامي مسئوليت داشته باشند كه واقعا به راي مردم معتقد باشند، واقعا معتقد باشند كه امام فرمود ميزان راي ملت است، اين اصل راهبردي است. نه اینکه خیال کنند که جمهوری اسلامی یک جنبه ظاهری دارد و رای مردم هیچ اعتباری ندارد و حتی قانون اساسی مورد توجه نیست، اگر چنین کسانی باشند حتی اجازه جابجایی یک رای را نخواهند داد.»
رييس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها ادامه داد:«انتخابات بايد طوري باشد كه نظارت كامل از سوي ملت و نمايندگاني كه ممكن است مورد ستم قرار گيرند، واقع شود؛ اما متاسفانه در انتخابات مجلس نتوانستيم اين موضوع را صددرصد اجرا كنيم؛ ولي دوستان سازوكاري را انجام دادند تا بتوانند نظارت را انجام دهند و حتيالامكان چهرههاي مطلوبي حضور پيدا كنند و از راي مردم حمايت شود.»
از آنجا كه اصلاحات تدريجي است، ٢٨ سال نيز كافي نيست
رييس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها، در ادامه سخنانش در دانشگاه تهران در پاسخ به اين سوال كه شما «هشت سال شعار زنده باد مخالف من» را سرداديد. دستاورد اين هشت سال چه بود؟ گفت:«براي رسيدن به آرمانها و اهداف انقلاب نه تنها فرصت هشت ساله كافي نيست؛ بلكه از آنجا كه اصلاحات تدريجي است، ٢٨ سال نيز كافي نيست.»
وي در ادامه با بيان اينكه به هيچوجه معتقد نيستم كه ما در اين هشت سال عيبي نداشتيم، گفت:«معتقدم بعضي جاها فرصتها را از دست داديم از جمله وقتي برخي كارشكنيها شروع شد و با مصادره ارزشهاي انقلاب، در مقابل اصلاحات و حركت و خواست مردم ايستادند حتما اگر ما با قاطعيت بيشتر عمل ميكرديم امروز وضع و حالمان بهتر ميشد.»
بنده اعتراف می کنم
رييس بنياد باران، ادامه داد:«اگر بعضي از كارشكنيها نبود قطعا ما دستاوردهاي بيشتري داشتيم در عین حال هم بنده اعتراف می کنم که نقص و ضعف از ما بود و هم موانع و كارشكنيها هم بود و در مقابل آن عمل ميشد.»
خاتمي در ادامه با اشاره به وضعيت بحث مذاكره با آمريكا در دوره اصلاحات، اظهارداشت:«امروز معتقدم دولت ما انصافا با شجاعت پيشگام مذاكره با آمريكاست و راه مذاكره را بسته نمی داند و این قابل ستایش است اما آمريكاييها به عرصه نميآيند اما ما حتی تقاضای مذاکره با آمریکا نکردیم.»
رييس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها، در ادامه با اشاره به مصاحبههاي دوره رياستجمهوري خودش كه «در آن به دفاع از همه اصول و ارزشهاي انقلاب پرداخت»، گفت:«در این مصاحبه طوری صحبت کردم که براي اولين بار دولت آمريكا مطابق آن شرط مهمی كه امام(ره) گذاشته بود دولت آمريكا عذرخواهي كند و قول دهد ديگر در امور ايران دخالت نكند برای اولین و آخرین بار دولت آمریکا رسما از ايران عذرخواهي كرد، اما به جاي اينكه زمينهها فراهم شود برای رفع مشکلات و تامین و منافع ملي یک حجمي از فعالیت و تبليغات عليه اصلاحات صورت گرفت که بعد تبدیل شد به مسائلی که همین ایرانی که یک روز به او گفتند از ملتش معذرت می خواهیم را به عنوان محور شرارت معرفی کردند.»
وي كه برنامههاي دولت اصلاحات را دفاع از ارزشها، اصول و خواستهاي مردم و حقوق ملت ميدانست آنچه در دوره اصلاحات در بحث برقراري رابطه با آمريكا پيش آمد را نيز در همين راستا ارزيابي كرد.
من متهم بودم
رييس بنياد باران، در ادامه اظهاراتش با يادآوري شعاري كه در زمينه توسعه سياسي در دوران مسووليتش مطرح ميكرد، گفت:«من که متهم بودم بر فعالیتهای سیاسی تکیه می کنم، اما تحولات اقتصادي دولت اصلاحات قابل تقديري نيز در دولت اصلاحات شكل گرفت كه هنوز هم نان آن را ميخوريم.»
خاتمي در پاسخ به این سئوال که در هشت سال دولت اصلاحات چه کرده است گفت:«در این هشت سال با نفت بشكهاي ٩ دلاری با خشکسالی وحشتناکی که داشتیم، تورم به ٥/١١ درصد رسيد. صحبت تكنرخي كردن ارز بود که کاری بسیار ارزشمند و مورد تائید رهبری نیز بودند كه گفته شد تورم در صورت تكنرخي شدن ارز 4 تا 8 درصد افزايش پيدا ميكند، ما گفتیم اين كار را انجام داديم حتی اگر فحش مردم را بشنوم و كشور را با تورم ٣/١٥ درصدي تحويل این دولت داديم و اما امروز با نفت ٩٠ دلاري سوال كنيد وضعيت تورم در جامعه چقدر است؟»
مطمئنا به نام اصلاحات حرفهاي بيربطي زده شده بود
وي اضافه كرد:«مطمئنا به نام اصلاحات حرفهاي بيربطي زده شده بود و مطالبی گفته بودند، اما آن را به حساب اصلاحاتي كه مردم به آن راي دادند نگذاريد.»
رييس بنياد باران، تاكيد كرد:«اگر اصلاحات حتی اگر بنده نیایم،مجددا راي بياورد تجربه آن هشت سال و تجربه اين چهار سال را دارد.»
خاتمي در پاسخ به اين سوال كه با توجه به شرایط کنونی کشور آیا اصولا امیدی به آینده نظام هست یا خیر؟گفت:«اين كشور خيلي مهم است و انقلاب شما خيلي بزرگ بود. اميدهاي بزرگ به اين كشور است،بنده این اعتقاد را دارم که شاید بخشی از جامعه هم ان را نپسندند؛ بنده به هيچوجه معتقد نيستم دولت فعلي ميخواهد كارها را خراب كند و مشكل ايجاد كند و مطمئنم آنها قصد خير دارند اما به برنامه ها اهمیت نمی دهد.»
وی در ادامه به تدوين سند چشمانداز ٢٠ ساله نظام در دوران وي كه به تاييد رهبري و تصويب مجمع تشخيص مصلحت رسيد اشاره كرد و با يادآوري اينكه برنامه چهارم توسعه نيز در راستاي تحقق اهداف سند چشمانداز تدوين شد، گفت:«اگر اين برنامه را در افق چشمانداز اجرا ميكرديم وضعيت ما در خصوص تورم، نقدینگی، آزادی و پیشرفت و عزت ملت ما در دنیا به مراتب بهتر و بیشتر بود اما دوستان تشخیص دادند که آن برنامه درست نیست، باید سئوال کنیم که جای آن برنامه چه چیز گذاشته شد؟»
رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«بله، کشور با مشکلات و نابسامانی هایی روبرو است، در زمان ما به نحوی بوده امروز هم به نحوی است منتها من معتقدم که هم واقعا باید مسئولان کشور به خود بیایند که این روند روند درستی نیست.»
ملت انتخابي انجام دهند كه در جهت بهبود امور باشد
رييسجمهور سابق كشورمان، در ادامه با ابراز اميدواري نسبت به اينكه ملت انتخابي انجام دهند كه در جهت بهبود امور باشد، اظهار داشت:«با وضعيت فعلي ديرتر و گرانتر به اهداف انقلاب ميرسيم اما اگر وضعيت عوض شود زودتر و ارزانتر اين اهداف محقق خواهد شد.»
وي همچنين در ادامه در پاسخ به سوالي درباره نگاهش به كساني كه در مقطعي شعار عبور از خاتمي را مطرح كردند اظهار داشت:«طبعا همه انديشههايي كه به نام اصلاحات بيان شد را قبول ندارم، اما ما در جامعه متكثر زندگي ميكنيم. خاتمي كسي نيست، هر كسي هر انديشهاي كه دارد بايد ابراز كند.»
رييس بنياد باران، ادامه داد:«مگر حضرت امام (ره)در پاريس نفرمودند حتي كساني كه اصل دين و اسلام را قبول ندارند و ماركسيست يا ماترياليست هستند در جمهوري اسلامي آزادند صحبت كنند و تشكل و تجمع داشته باشند.»
باید هر اندیشه ای مورد احترام باشد می خواهد از خاتمی عبور کند، می خواهد عبور نکند
وی تصریح کرد:«بنابراین باید هر اندیشه ای مورد احترام باشد می خواهد از خاتمی عبور کند، می خواهد عبور نکند من نسبت به اسلام و آزادی و دموکراسی این عقاید را دارم و دیگران می توانند عقاید دیگری داشته باشند.»
در ادامه اين جلسه سوال ديگري پرسيده شد مبني بر اينكه امروز عدهاي هستند كه با مصادره امام در تلاشند كه به مطامع خود دست يابند امامي كه شما شناختيد، چگونه امامي بود؟
خاتمي در پاسخ به اين پرسش با بيان اينكه الان در اين مكان مجال و فرصت براي صحبت از امام(ره) نيست، گفت:«در آن زمان در آن بينشي كه نسبت به اسلام وجود داشت؛جريانات اسلامي متفكر همچون علامه طباطبايي، شهيد مطهري، مهندس بازرگان، آيتالله طالقاني و استاد شريعتي در آن بحرانها و سختيها انديشههاي روشن اسلام را مطرح ميكردند.»
وي افزود:«امام(ره) از دو جهت امتياز داشت يكي از جهت طرح انديشههاي مهم و ديگري از لحاظ اينكه انديشههاي ايشان ناظر به عمل بود. ايشان انساني اسلامي و متدين بودند كه لحظهاي در انجام وظايف ديني ترديد نميكردند. ايشان در مقابل خيليها مساله جمهوري اسلامي را مطرح كردند.»
خاتمي در ادامه به بيان خاطرهاي از امام(ره) پرداخت و گفت:«زماني كه امام در پاريس حضور داشتند و مساله جمهوري اسلامي را مطرح كردند گروههاي اسلامي غيرديني با بنده براي ديدار با امام تماس گرفتند البته اين افراد بعد از مدتي ضد جمهوري اسلامي، امام و انقلاب اسلامي شدند، اما آن روز آنها اظهار ارادت و علاقه به امام و جمهوري اسلامي ميكردند.برخي از آنها خواستار ديدار با امام شدند. بنده به همين دليل به حاج احمدآقا گفتم كه اينها قصد ديدار با امام را دارند البته اين افراد همان كساني هستند كه از دل آنها القاعده و طالبان درآمد. آنها در آن ديدار به امام اعتراض كردند كه جمهوري اسلامي يك بدعت است و در اسلام چيزي به نام جمهوري اسلامي وجود ندارد.بنابراين اگر به نام خليفه مسلمين در صحنه حاضر شويد با شما بيعت و همه امكانات را در اختيارتان قرار ميدهيم. امام در واكنش به اين سخنان با عصبانيت فرمودند كه بنده هيچ احتياجي به امكانات شما ندارم. جمهوري اسلامي بدعت نيست و ما روشي جز جمهوري اسلامي را قبول نداريم.»
در اين هنگام يكي از دانشجويان از ميان جلسه فرياد زد پس انقلاب فرهنگي چه بود؟، كه خاتمي در واكنش گفت:«صحبت از انديشه است. امام(ره) به صراحت فرمودند هر انديشهاي حتي انديشههاي الحادي در جمهوري اسلامي تا وقتي كه به توطئه نيانجامد و دست به اسلحه نبرد، آزاد است.»
ممكن است در انقلاب فرهنگي نيز برخي تندرويها انجام شده باشد
وي ادامه داد:«ممكن است در انقلاب فرهنگي نيز برخي تندرويها انجام شده باشد، اما اين را نبايد به حساب امام گذاشت.امامي كه من ميشناختم امامي بود كه به راي مردم، استقلال و آزادي مردم مومن بود و معتقد بود كه اسلام با همه اينها سازگاري دارد و اگر انحرافي وجواد دارد، اينجاست.»
رييسجمهور سابق كشورمان خاطرنشان كرد:«متاسفانه در جمهوري اسلامي برخي به صراحت گفتند كه امام هم"جمهوري اسلامي" را قبول نداشت!؛با اين تفكرات ميخواهند بگويند نماينده اسلام هستند؟ اين تفكر ميتواند در جامعه باشد، ولي هيچ كس نبايد اجازه دهد كه به نام انقلاب و در كانونهايي كه قدرت را در دست دارند اين تفكرها حضور پيدا كنند. يكي از دغدغههاي اساسي اصلاحطلبان با آنها در تحجر، واپسگرايي و ظاهرگرايي است؛ مگر در همین جمهوری اسلامی نگفتند که مردم جاهل هستند و رای اکثریت رای جاهلان است؟»
رييس بنياد باران تصريح كرد:«ما از آن امام با آن انديشه دفاع ميكنيم. معتقديم كه برخي انديشههايي كه وجود دارد كه با امام سازگار نبودند و امروز ميكوشند كه بگويند كه امام تفكر آنها را داشته و بايد با همه وجود ايستاد كه امام چيز ديگري غير از اين تفكرات موجود است. البته معتقدم اين تفكرات ميتوانند حضور داشته و ابراز وجود كنند اما حق ندارند برانقلاب و جامعه ما مسلط شوند.»
معتقدم فضاي دانشگاهها مساعد نيست
خاتمي در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر اين كه مگر قرار نبود در جمهوري اسلامي همه و به خصوص در دانشگاهها، آزادي داشته باشند پس تكليف «دانشجويان غيرديني» كه ميخواهند در دانشگاهها فعاليت كنند در فضاي فعلي چه ميشود؟ اظهار داشت:«معتقدم فضاي دانشگاهها مساعد نيست، اين موارد را در شوراي انقلاب فرهنگي نيز بيان كردم اما در آنجا تنها يك راي داشتم. عنوان كردم كه چرا فقط بايد انجمنهاي اسلامي حق حضور داشته باشند و سپس انجمنهاي اسلامي كه بيشتر پايبند خط امام(ره) هستند تحت فشار باشند؟ بايد همه جريانات و گروهها بتوانند فعاليتهاي صنفي و فرهنگي كنند.»
در اين هنگام يكي از دانشجويان پرسيد در اين هشت سال براي تشكلها چه كار كرديد؟ خاتمي در واكنش گفت:«مقداري كار كردم، مقداري هم نكردم و مقداري هم نگذاشتند انجام دهم.»
وي ادامه داد:«رييسجمهور كه در اين چارچوب كار ميكند امكانات و اختيارات محدودي دارد. نميتوان از او توقع انجام همه كارها را داشت والا اگر نظر من بنده بود خيلي كارها انجام ميشد.»
خاتمی خاطرنشان كرد:«وقتي ميگوييم جمهوري اسلامي به اين معنا نيست كه ديگر اديان و مذاهب، حقوق اساسي ندارند. راي ملت يعني راي همه آنها و معتبر است. در جمهوري اسلامي راي يك مسيحي، يهودي، زرتشتي و مسلمان در موارد حساس و حياتي مساوي است و همه بايد اجازه فعاليت داشته باشند.»
جان خود را برای ایران می گذارم
رئیس دولت اصلاحات در پایان و در پاسخ به این سئوال که «اگر برای ورود به انتخابات به شما تکلیف شد آبروی خود را برای ایران می گذارید؟»، اظهار داشت:«با اینکه یزدی هستم اما جان خود را برای ایران می گذارم.»
شهردار منطقه۳کرمانشاه منصوب شد
مهندس بهمن سوری طی حکمی از سوی دکتر صارمی به عنوان شهردار منطقه ۳منصوب شد.سوری از جمله شهرداران موفق مناطق شهرداری کرمانشاه می باشد که پیش از این به عنوان شهردار منطقه۲منشا خدمات ماندگاری درعرصه های مختلف مدیریت شهری به خصوص عمرانی بوده است.سوری دارای دارای مدرک کارشناسی ارشد میباشد که دردانشگاههای کرمانشاه نیز تدریس میکند
گزارش برباد رفتن پول نفت
بیژن نامدار زنگنه وزیر نفت دولت خاتمی و عضو کنونی مجمع تشخیص مصلحت در میزگرد همایش "نفت، توسعه و دمکراسی" که در سالن همایشهای بینالمللی برگزار شد، گزارشی از تاریخ استخراج و فروش نفت و در آمد حاصل از نفت در دولت احمدی نژاد ارائه داد که خلاصه ای از آن را میخوانید:
از ابتدای کشف نفت تا به امروز 58 میلیارد بشکه نفت استخراج شده است که 41 میلیارد بشکه تا آخر شهریور 87 صادر شده است؛ از این میزان حدود 18 میلیارد بشکه در داخل مصرف شده است.
کل نفتی که استخراج شده در حدود یک هزار میلیارد دلار ارزش داشته که 600 میلیارد دلار از ارزش این میزان استخراج با توجه به قیمتهای روز بعد ازپیروزی انقلاب بدست آمده است.
120 میلیارد بشکه دیگر قابل استحصال داریم. این میزان نفت با تکنولوژی متوسطی که استخراج میکنیم، این تصویر را پیش روی ما قرار داده که چه بخواهیم و چه نخواهیم نفت همچنان پیش روی ماست. اما در گاز وضع به گونه دیگر است. یعنی اگر 12 منبع گازی داشته باشیم هنوز یک دوازدهم از آن را مصرف کردهایم.
تا سال53 درآمد حاصل ازفروش نفت به 20 میلیارد دلار هم نمیرسید، حدود 80 میلیارد دلار نفت از سال 53 تا قبل از پیروزی انقلاب بدست آمده که نفت با قیمتهای 6/1 تا 7/15 دلار در نوسان هر بشکه فروخته شده است.
نقش نفت در تأمین درآمدهای بودجه عمومی در اواخر دولت آقای خاتمی کم شد و امروز متأسفانه به بیش از 65 درصد رسیده است.
در سالهای 84 تا86 قرار بود مطابق برنامه چهارم توسعه، 81 میلیارد دلار از درآمد حاصل از فروش نفت در بودجه هزینه شود، در حالی که اگر این رقم را هم مبنا قرار ندهیم و 100 میلیارد را با احتساب ناخنک دولت به درآمدهای نفتی محاسبه کنیم باید با توجه به فروش روزانه نفت و قیمت پایه 20 دلار مطابق جداول برنامه چهارم 107 میلیارد دلار در حساب ذخیره ارزی پول ذخیره میکردیم.
تا پایان برنامه سوم قیمت نفت به صورت متوسط 14 دلار در نظر گرفته شده بود که این رقم در برنامه چهارم 20 دلار مبنای برنامهریزی قرار گرفت، اگر تمام درآمدهای نفتی را در این سالها محاسبه کنیم به جز فروش میعاناتی مانند گاز، 206 میلیارد دلار در سه سال و نیم گذشته درآمد ارزی داشتیم.
اگر این حجم از داراییها در یک بازار رقابتی قرار میگرفت امروز اقتصاد ایران برونگرا میشد و اقتصاد ایران میتوانست با درآمدهای مالیاتی توسعه را سامان ببخشد.
سازوکار حساب ذخیره ارزی نیاز به تکامل داشت اما این روند تکاملی نه تنها ادامه نیافت بلکه واقعیت این است که نفت را دادیم گاز هم بتدریج اضافه میشود به همین دلیل بهتر است تا دیر نشده دسترسی دولت به درآمدهای نفتی کاهش یابد و از طریق سرمایهگذاری بخشخصوصی ساختار دولت باز تعریف شود.
ثروت نفت بادآورده است که کسی برای آن زحمت نکشیده برای خلاصی از آن باید تولید ناخالص داخلی بزرگ شود، صادرات غیر نفتی افزایش یابد تا ضریب مؤثر مالیاتی ما که امروز بیش از 8 درصد نیست، بالا برود.
حاکمیت و مالکیت ما در نفت یکی است، اگرقرار باشد حاکمیت را بردارید، شرکت نفت نمیتواند اعمال مالکیت کند، بنابراین تدوین اساسنامه شرکت ملی نفت مسئله تعیینکنندهای نیست، این موضوع سیاسی است در حالی که بحث اصلی این است که درآمدهایی که تولید میشود صرف توسعه کشور و اصلاح زیرساختها شود.
موضوع اساسنامه شرکت ملی نفت در این چند سال سیاسی بوده، در دورهای شورای نگهبان اشکال گرفت که تا اساسنامه نباشد ماده 2 قانون برنامه چهارم قابل تصویب نیست. حتی آقای جنتی میگفت، نفت 56 میلیارد دلار حیاط خلوت دارد و پول در حساب دارد حال سئوال من این است چرا ایشان امروز که سه سال و نیم از عمر این دولت میگذرد از این دولت سئوال نمیکند که اساسنامه چه شد؟
آقای انبارلویی که شب و روز برای اساسنامه خوابشان نمیبرد و یا آقای نادران که هر هفته به بنده تذکر میدادند، امروز چرا سکوت کردهاند؟
با اقداماتی که در دولت قبل صورت گرفت موضوع برداشت از حساب ذخیره ارزی برای مصارف بودجهای قبیح شد به طوری که همین امروز وقتی بحث برداشت از حساب ذخیره ارزی مطرح میشود دولت با شرمندگی پول برداشت میکند؛ یا در مورد گزارش برداشت از حساب شفاف اعلام نمیکند زیرا برداشت هزینه سنگین سیاسی دارد.
وقتی پرسش میشود، میگویند من برداشت نکردم یا مجلس اجازه داد، میتوان این موضوع را تشدید کرد تا برداشت از حساب ذخیره ارزی محدود شود زیرا این خطر وجود دارد که اگر اتفاقات 100 سال گذشته که در نفت صورت گرفته در گاز هم تکرار شود، توسعه ملی شکل نمیگیرد.
حجاریان: دموکراسي فقط راي دادن و بعد به خانه رفتن نيست
اعتماد، ثمينا رستگاري: از اينکه تئوريسين اصلاحاتش بنامند خوشحال نمي شود، پس ما هم او را تئوريسين اصلاحات نمي خوانيم. او اکنون اصلاحات مجسم است؛ بريده بريده سخن مي گويد، براي ايستادن بايد به همراهي تکيه کند و ديگر به زحمت مي توان بارقه اميدي را در چشمانش ديد. درست مثل اصلاحات که اينک به لکنت مبتلا است و طرفدارانش در برابر هر سوالي که رنگ تحسين و شيفتگي ندارد ابرو در هم مي کشند. حجاريان در اين گفت وگو هيچ اتفاق خارق العاده يي را نويد نمي دهد هرچند معتقد است برخي از راست کيشان به اصلاحات خوشبين شده اند اما آن هنگام که مي پرسيم اصلاح طلبان در اين مدت چه کردند با ما هم داستان است که آنها نکردند آنچه بايد مي کردند. از آمدن خاتمي حتي لنگ لنگان دفاع مي کند، ديگر کسي از صريح بودن و راست ايستادن حرفي نمي زند، شايد دوره اش گذشته است و ما هنوز باور نکرده ايم و...
---
-جناب آقاي حجاريان، درک شما نسبت به اصلاحات و امکان تحقق آن در حال حاضر نسبت به يک دهه پيش چه تفاوت هايي کرده است؟
موضوع اصلاحات براي من مساوي است با «پروژه يي هدفمند و برنامه ريزي شده براي دموکراتيزه کردن ساختار سياسي». اين تعريف من است. در حالي که اصلاحات معناهاي زيادي دارد مثل اصلاحات ديني (رفرماسيون)، اصلاحات اقتصادي که مثلاً در زمان آقاي هاشمي مطرح بود. اما تعريف من از اصلاحات همان جمله يي است که در ابتدا گفتم. اصلاحات پروسه نيست، پروژه يي انديشيده معطوف به هدف و برنامه دار است و هدفش هم دموکراتيزه کردن ساختار سياسي است نه رفتار دولتمردان يا جابه جايي آنها. و اما سوال شما، 10 سال پيش هم معناي اصلاحات براي من همين بود.
تعريف اصلاحات براي من تغييري نکرده اما شرايط محيطي تغيير کرده است. 10 سال پيش جنبشي به اسم «دوم خرداد» وجود داشت که اين پروژه را با قدرت و شدت بيشتري پيش مي برد اما اکنون آن جنبش وجود ندارد. ثانياً آن زمان شائبه درباره تعريف اصلاحات کم بود. الان زياد شده است. در حال حاضر برخي افراد درباره اصلاحات تعاريفي ارائه مي دهند که مفهوم اصلاحات را از درون تهي کرده اند. ثالثاً در آن زمان موقعيت منطقه ما ميليتاريزه نبود اما الان ميليتاريزه شده و در اين شرايط امکان اصلاحات پايين مي آيد. منطقه الان کاملاً جنگي شده و اين براي اصلاحات مانعي جدي است. رابعاً آن موقع نهادهاي مدني تا حدودي فعال بودند اما الان نهادهاي مدني قدرتمندي وجود ندارد. حتي نهاد بازار و نهاد روحانيت در حال حاضر تضعيف شده اند. وجود اين موانع سرعت کار را پايين مي آورد.
-10 سال پيش اصلاحات با چنين موانعي روبه رو نبود و با ناکامي مواجه شد. اکنون از چه فرصت هايي برخوردار است که بتوان به پيروزي اش اميدوار بود؟
فرصت هايي که آن موقع نبود؟
-بله.
الان فرصت هاي جديدي داريم. يکي اينکه تا حدودي گفتمان اصلاحات جا افتاده است. آن موقع در ميان نخبگان بود. الان کم کم توده گير شده است. دوم اينکه اصلاحات آن موقع تجربه يي مثل دولت نهم نداشت ولي الان دارد و اين برايش مفيد است و فرصت خوبي برايش به شمار مي رود. سوم اينکه آن موقع همه نيروها در مقابل اصلاحات بودند، الان فقط عده قليلي در مقابل اصلاحات قرار دارند. خيلي از نيروهايي که قبلاً مقابل اصلاحات بودند، کم کم متوجه شدند که بايد به طرف اصلاحات بيايند يا نظرشان را درباره اصلاحات تعديل کنند. خود گفتمان ما نيز چکش خورده و صيقل پيدا کرده است. آن موقع اصلاحات براي خيلي از افراد نخبه هم گنگ بود ولي الان اين طور نيست. ضمن اينکه ما اکنون کادرهايي داريم که آن زمان نداشتيم؛ کادرهايي که دوره اصلاحات و پس از آن را ديده و کاملاً کارآزموده شده اند.
-به گفته شما اصلاحات در اين سال هاي چکش خورده. چه کارهايي انجام شده که به اين نتيجه منجر شده است. در اين سال ها چه تلاشي براي تدقيق مفهوم اصلاحات و زدودن آشفتگي هاي معنايي آن صورت گرفته است. آيا در حال حاضر منظور همه اصلاح طلبان از مفهوم اصلاحات يک معناي واحد است؟
نمي شود افراد را منع کرد که منظور خود را از اصلاحات بگويند. هرکس حق دارد تعريف خودش را بدهد اما کارهاي خيلي جدي انجام شده است. اخيراً کاري از آقاي ملکيان ديدم که در جهت تبيين مباني اصلاحات انجام داده است. يا فرض کنيد مناظره من و آقاي عبدي که با اينکه متوقف شد ولي حرف هايي جدي در آن زده شد. ادبيات زيادي هم توليد شده اما آدم هايي هم هستند که حرف هايي مي زنند روي هوا که البته آنها وزني ندارند.
-طبق نظر شما اگر نهادهاي مدني وجود نداشته باشند، زمين سياست لغزنده و زلزله خيز مي شود. آيا حتماً اصلاح طلبان بايد به قدرت برسند تا نهادهاي مدني ايجاد شوند و اگر از دولت خارج شوند، ما چيزي به اسم نهادهاي مدني نخواهيم داشت؟
الزاماً نه. اصلاح طلبان مي توانند خارج از قدرت هم به تقويت نهادهاي مدني کمک کنند. مانند اخوان المسلمين در مصر؛ يا اسلامگرايان ترکيه 20 سال پيش قدرت نداشتند اما در جامعه حضور داشتند. اما حضور در قدرت اين فرآيند را تقويت مي کند.
-طبق فرموده شما نهادهاي مدني در سال هاي اخير از بين رفتند. آيا اين به خاطر قدرت رقيب بوده يا ضعف اصلاح طلبان؟
هر دو. هم قدرت فعلي سعي کرده هر نوع صدايي از جانب روزنامه ها، نهادها، سنديکاها، جنبش هاي مختلف مثل جنبش زنان، دانشجويان و... را ساکت کند. در عوض به خودش سازمان دهد، پول نفت هم داشته، خرج هم کرده و به صورت بادکنکي نهادهايي را به وجود آورده است اما از آن طرف خود اصلاح طلبان هم کم و بيش کوتاهي کردند چراکه نتوانستند با شوق و ذوق در درون مردم کار کنند، چون قبلاً کارشان بيشتر در دولت و مجلس بوده است. يعني بعد از دوم خرداد يا به مجلس رفتند يا به دولت. کمتر کسي کار مدني کرد. لذا تجربه کار مدني ندارند.
-شما پيش از اين از طبقه حامي دولت نام برده بوديد و آنها را «لمپن پرولتاريا» خوانديد. اصلاح طلبان که تجربه کار مدني ندارند، کار مدني هم در اين سال ها نکرده اند. در مقابل با گروهي که يک طبقه حامي مشخص و ثابت دارد، با چه پشتوانه يي در انتخابات شرکت مي کنند؟
افراد به صورت تک تک ممکن است علاقه شان به اصلاح طلبان باشد به همان معنايي که در دوم خرداد بوده بدون اينکه سازماني مردم را بسيج کند، خود مردم آمدند و راي به صندوق ريختند. تصور اين است که مجدداً مي توان اين کار را تکرار کرد.
-به نظر شما درست است که به چنين راي هاي انفرادي تکيه و روي آن سرمايه گذاري کرد؟
به هر حال عده يي به آن اعتقاد دارند.
-شما چطور؟
من مي گويم حالا که کاري ديگر نمي شود کرد، بايد کارهاي حداقلي انجام شود.
-آيا رقيبي که امروز داريد، همان رقيب 10 سال پيش است؟هر چند اشاره کرديد که برخي از اصولگرايان که قبلاً مخالف اصلاحات بودند الان نظرشان تعديل شده اما در روزهاي اخير برخي از آنها صراحتاً اعلام کرده اند که خط قرمزشان رئيس جمهور شدن يک اصلاح طلب است در حالي که در گذشته چنين خط قرمزي نداشتند.
اصولگرايان يک پيکر واحد نيستند بلکه الان مي شود گفت بالکانيزه شده اند. يعني مثل بالکان که تجزيه شده به بوسني، صربستان، مونته نگرو و... اصولگرايان هم بالکانيزه شدند.
بعضي از آنها به ما نزديک ترند و برخي هم دورترند. بعضي شعار وحدت طرح مي دهند يک عده يي هم کاملاً با آن مخالفت مي کنند و آن را توطئه امريکا و اسرائيل مي دانند.
- آيا شما با اين نتيجه گيري من موافقيد که ايده اصلاحات (در همان معنايي که مد نظر شماست) در ايران ايده خوبي است اما کارگزار قدرتمندي ندارند؟
من معتقدم تنها راه رهايي براي ما راه اصلاحات است، راه ديگري هم نمي شناسم. اما اينکه کارگزار خوبي دارد يا نه، شايد بشود گفت کم و بيش همين است که بوده.
- چه اتفاقي مي افتاد شما الان به من نمي گفتيد که جز اصلاحات غدرون حکومتيف راه ديگري را نمي شناسم؟
سوال مهمي است. اصلاحات يک پروژه نسبتاً محافظه کارانه است و اصلاً راديکال نيست. لذا اول بايد ثابت کرد نظام اصلاح پذير است يا خير. اگر نظام اصلاح پذير باشد، اصلاحات معنا دارد. حالا سوال اين است که نظام جمهوري اسلامي اصلاح پذير است يا خير؟ اين را از کجا بايد فهميد؟
-از آنجا که آيا به اصلاح طلبان اجازه کسب قدرت و ورود به حوزه قدرت را مي دهد يا نه؟
موضوع کاملاً دوطرفه است. اينکه چقدر مردم طالب اصلاحاتند و چقدر براي انجام اصلاحات فشار مي آورند.مردم هم کم و بيش فعالند.تا زماني که وضع بدتر از اين نشده بايد دست به اصلاحات بزنيم.
-مردم در غياب نهادهاي مدني چگونه بايد براي اصلاحات فشار بياورند؟ آيا در اينجا هم همان راي هاي تکي و انفرادي را به بايد به معناي اهرم فشار فرض کنيم؟
الان توانايي دولت با نفت 35 دلار پايين آمده است. پول کارمندان خود را نمي تواند بدهد. قرار بود طرح تحول اقتصادي را به مجلس ببرد اما نبرد. براي اينکه کارآمدي ندارد. ثانياً دولت ما کاملاً پراگماتيست است و فقط ادعا دارد که ايدئولوژيک است. معاون رئيس جمهور يک ماه است که به امريکا رفته، چرا؟ ممکن است دولت ايدئولوژيک اصلاح را نپذيرد اما دولت ما نه ايدئولوژيک است نه کارآمد. بالکانيزه شده، 10 تا وزير عوض کرده، همه هم عليه هم صحبت مي کنند.
-اما رئيس اين دولت توانايي هاي شخصي زيادي دارد.
من از فرد صحبت نمي کنم. من از ساختار حرف مي زنم.
-اگر فرد مهم نيست چرا براي توجيه آمدن خاتمي بر ويژگي هاي فردي او تکيه مي شود؟
من چنين کاري کرده ام؟
-شما گفته ايد که اگر خاتمي لنگ لنگان هم بيايد خوب است.
من گفتم ايشان بيايد نماينده دموکراسي خواهان بشود. خاتمي يا هر کس ديگر اگر مردم بخواهند مجبور است که به عنوان رهبر اصلاحات- به رغم ويژگي شخصي خودش- تلاش کند.
-مردم دو بار ميليوني به او راي دادند اما شاهد چنين تلاشي نبودند.
راي ميليوني مردم کافي نيست.
-پس خواست شان را بايد چطور نشان بدهند؟
راه هاي زياد دارد. فقط راي دادن نيست. دموکراسي فقط راي دادن و بعد به خانه رفتن نيست. ده ها کار بايد کرد. در نهادهاي مدني، روزنامه ها، شوراها، شوراياري ها، اصناف، خيريه ها و... بايد کار کنند.
دولت وحدت ملی و همایش مجلس و چند نکته قابل توجه
مسألهی دولت وحدت ملی و همایش مجلس شورای اسلامی که در آن همهی نمایندگان ادوار دعوت شده بودند، جبههی اصولگرایان یک دست سابق را حسابی درهم ریخته است. در این مورد چند نکتهی بامزه وجود دارد:
۱. دوستان آقای احمدی نژاد در رقابت با تیم آقای لاریجانی کلی مصاحبه کردهاند و مطلب نوشتهاند که در این جلسه مخالفین نظام و انقلاب شرکت داشتهاند و رییس جمهور به این دلیل شرکت نکرده است. خانم رجبی همسر معروف آقای الهام هم طبق رویه و سنت همیشگی فحش نامهی مفصلی مرقوم فرمودهاند و کلی در فضایل این کار معجزهی هزارهی سوم قلم فرسایی فرمودهاند. این در حالی است که بنا به گفتهی منابع موثق در مجلس، آقای احمدینژاد نه تنها قرار بوده در جلسه شرکت کنند بلکه قصد سخنرانی هم داشتهاند. صبح همان روز هم رادیو چند بار اعلام کرد که رییس جمهور در این نشست سخنرانی میکند. بعضیها را هم میشناسم که به همین دلیل شرکت نکردند. ظاهراً مجلس که تصمیم داشته فقط رؤسای مجلس سخنران باشند، با این پیشنهاد مخالفت کرده و به این دلیل رییس جمهور شرکت نکرده است. باید این روایت درستی باشد؛ چون وقتی رییس دفتر مقام معظم رهبری که معمولاً به نمایندگی از ایشان در جلسات شرکت میکند در جلسه بودهاند و اعضای همراه آقای رییس جمهور مثل آقای الهام نیز در جلسه بودهاند دلایل سیاسی که خانم الهام بر شمردهاند درست نیست و بحث شرکت مخالفان دلیل عدم شرکت نبوده است. اگر اجازهی سخنرانی به آقای احمدینژاد میدادند حتماً شرکت میکردند و لابد کلی هم از این کار تعریف میکردند.
۲. وقتی اصلاح طلبان کاندیدا برای ریاست جمهوری دارند و امکان رأیآوری هم بنا به نظرسنجیهای متعدد دارند، طبیعی است که راه حل سوم یعنی رییس جمهوری غیر آقای احمدی نژاد و غیر اصلاحطلب از سوی اصولگرایان برای نیامدن کاندیدای اصلاحطلب مطرح میشود. مبتکر این طرح هم در ابتدا آقای ناطق نوری بودند که حداقل من در جریانم که مستقیماً آن را با آقای خاتمی در میان گذاشتهاند و خبر آن هم به نوعی اعلام شد. این که بعداً از این طرح کنار کشیدهاند هم دلایل خاص خودش را دارد. کاش کارگزاران هم در جلسهی حزبی خود این طرح را مورد قبول قرار نمیدادند تا اصولگرایان یا همه یکپارچه پشت سر آقای احمدینژاد قرار گیرند و یا در برابر افکار عمومی که به نظر میرسد خواستار تغییر در ریاست جمهوری آینده هستند، فرد دیگری را معرفی نمایند که در هر دو صورت شانس اصلاحطلبان را برای پیروزی افزایش میدهد.
۳. این که همیشه اصولگرایان از وحدت حرف میزدند و یکدست بودن حاکمیت در سطوح اجرایی و قضایی و تقنینی را بزرگترین دستاورد خود میدانستند، امروز این طور از هم پاشیده و در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند، از یک سو نشان میدهد که باید همهی نیروها در کار ادارهی کشور باشند و از سوی دیگر این که واقعاً بسیاری از اصولگرایان نمیتوانند از عملکرد این دولت حمایت کنند و میخواهند خود اپوزسیون احمدینژادی باشد که همهشان در ابتدا با او همراه بودند. این را جامعه نیز درک میکند و به همین دلیل میشود تأیید کرد که همایش مجلس هم یک کار انتخاباتی اصولگرایان بوده است و اثری در به نفع آنان نخواهد داشت. چه خوب است که صادقانه همهی اصولگرایان در انتخابات آینده پشت سر آقای احمدینژاد قرار گیرند تا با دو قطبی شدن انتخابات آینده نظر واقعی مردم مشخص شود.
پاره شدن قطعنامه دان و مهدکودک دختر آقای وزیر
محمد علی ابطحی
ی از وزرای سابق در جمع دوستان تعریف میکرد که در مهدکودک از دخترش پرسیدهاند به محل نگهداری گوسفندان چه میگویند؟ گفته بود ببعی دانی. بچههای بزرگتر و معلم مهد به او خنده بودند. دختر آقای وزیر گریهکنان و شاکی به خانه آمده بود و نمیفهمید چرا بچهها خندیدهاند. حرف تو حرف آمد. یکی از همکاران سابق گفت خارجیها در ترجمهی این جمله آقای رییس جمهور که به غربیها گفتهاند آن قدر قطعنامه صادر کنید که قطعنامهدانتان پاره شود، ماندهاند. نه معنای قطعنامهدان را میدانند و مهمتر که نمیدانند چگونه ممکن است آن پاره شود. در جلسه انگلیسیدان خوبی نداشتیم. آقا کمال خرازی هم که انگلیسیاش خوب بود، چیزی نگفت.
