تبليغاتX
آفتاب کرمانشاه -
دنیا از نگاه یک دختر کرمانشاهی

بومی کردن اصلاحات ، ضرورت ها و شاخصه ها (1)
جامعه شناسان معتقدند جریان اصلاح طلبی قبل از آن که یک " جبهه سیاسی "  باشد یک " روش " نظری و عملی است که مقبولیت و مشروعیت در میان " مردم " آن را به خواست اکثریت جامعه مبدل می نماید ، آنچه که سیاستمداران از واژه اصلاحات مراد می کنند ناظر به نوعی " رفرميسم " است که جنبه های ظاهری اصلاح طلبی را تداعی می کند . مضافا می گویند که اصلاحات واقعی باید فرایندی از " پائین " به " بالا " داشته باشد تا بتواند به درستی در میان لایه های مختلف اجتماع نهادینه شود . جریان اصلاحات در کشور ما با دوم خرداد 76 از حوزه دانشگاه به عرصه سیاست کشیده شد و " خاتمی " نمادی از این جریان گشت تا یک تنه بتواند این بار سنگین را از " بالا به پائین " هدایت کند .  آمیختگی بیش از حد مفهوم اصلاحات با گفتمان سیاستمداران ، توقعات و انتظاراتی را در بدنه جامعه ایجاد کرد که نتیجه آن باور به ناتوانی سردمداران این جریان از تحقق خواسته های  مردم بود ، امری که منتج به شکست پروژه سیاسی اصلاح طلبی در جامعه گردید و روی کارآمدن دولتی با شعارهای رادیکالیسم و بنیادگرایی را رقم زد . در این مقاله هدفم تبیین ضرورت بازتعریف اصلاحات متناسب با شرایط کشور ما است تا ضرورت این مهم را فارغ از مقاصد  سیاسی به عنوان یک جریان و روند مورد تاکید قرار داد . قبل از هر چیز باید شرایط اجتماعی و سیاسی و فرهنگی کشور ما را در بستر تاریخی آن واکاوی نمود و متناسب با آن نسخه ای قابل قبول را برای این جریان ارائه داد  . بررسی  تاریخ اجتماعی کشور نیاز به مطالعه و بررسی بیشتر در مقالی دیگر دارد و صرفا می توان به وجود قومیت ها و خرده فرهنگ ها و نقش غیر قابل انکار آن در ساختار اجتماعی کشور اشاره مختصری داشت . به همین دلیل معتقدم که جریان اصلاحات در کشور ما قبل از آن که به پلاتفورم جریان های سیاسی تبدیل شود ، باید در میان قومیت ها و خرده فرهنگ های جامعه ساری و جاری شود و شاخص های آن متناسب با این قومیت ها تعریف گردد . اگر اراده اصلاح طلبی با منافع مشروع گروهها و قومیت ها ممزوج شده و در قالب خواسته های کلان همراه بامنافع ملی کشور متجلی شود می توان به فرایند اصلاح طلبی از پائین به بالا امیدوار بود  .  در این صورت بافت قومیتی کشور قبل از آنکه تهدیدی برای امنیت ملی باشد فرصتی خواهد بود برای رشد و توسعه کشور که می تواند پایه های نظامی مردم سالار را در جای جای مملکت تحکیم نموده و اصلاح طلبی را از گفتمانی حزبی و قالبی به فرایندی اجتماعی و گسترده مبدل سازد . دکتر صادق زیبا کلام در کتاب " ما چگونه ما شدیم " یکی از دلایل توسعه و پیشرفت اروپا را ساختار نظام فئودالیته اروپا می داند که در طول تاریخ ، با تجمیع قدرت فئودالها ، از تمرکز قدرت در دولت مرکزی کاسته شده و ساختار سیاسی را در جهت خواسته ها و منافع محلی ساماندهی کرده است . هر چند شرایط کشور ما با نظام فئودالیسم اروپای بعد از رنسانس تفاوت ماهوی دارد ، اما می توان با مطالعه بیشتر ، الگویی را برای جامعه طراحی کرد تا روند اصلاح طلبی را از لایه های پائینی و از میان قومیت های گوناگون به سوی کانون های مرکزی قدرت تسری داد . در این صورت اصلاحات تبدیل به جریانی ماندگار در اقصی نقاط کشور شده که فراز و نشیب های سیاسی و دست به دست شدن قدرت نمی تواند آن را از رونق بیندازد . شوربختانه آن چه که از اصلاح طلبی در یک دهه گذشته در ادبیات سیاسی ما نقش بسته،  صرفا روی کار آمدن یک گروه سیاسی در بخشی از فوای کشور است که میزان قابلیت و انجام شعارها و برنامه های آنان در عرصه اجرایی و تقنینی به عنوان ملاک و معیار توفیق آن مورد ارزیابی قرار گرفته است . این نکته را باید اضافه نمود که اصلاحات را نباید لباسی تلقی کرد که برای قامت افراد خاصی دوخته شده و دایره شمول آن را به همین افراد منحصر کرد . عقلای جناح های سیاسی ، اکثریت نخبگان خردورز ، دانشگاهیان و کارآفرینان ، معلمان و کارگران با قومیت های مختلف ، هر چند تابلوی اصلاح طلبی را با خود یدک نکشند اما در بطن جریان اصلاحات قرار دارند و باید متناسب با ساختار اجتماعی و فرهنگی کشور برای آنان شرایط فعالیت اصلاح گری را مهیا کرد .  در این جا بد نیست گریزی به استان کرمانشاه زد و وضعیت اصلاحات را در این استان مورد ارزیابی قرار داد . قبلا هم اشاره کردم که مراد حقیر از اصلاحات فراتر از جناح بندی سیاسی موجود است که هر کدام از این جناح ها در این استان نیز شاخه هایی دارند . مفهوم نظری و عملی اصلاحات به نظر اینجانب تحقق شرایطی است که در آن منافع مشروع همه گروهها و خرده قومیت ها لحاظ شده و فعالیت در چارچوب امور اجتماعی و سیاسی ، به نوعی رضایت این اقوام را  فراهم  می نماید . در استان کرمانشاه ، بافت عشیره ای و قومی ، بافت مذهبی و بافت فرهنگی ، ساختار اجتماعی این استان را ساماندهی کرده که فعالیت سیاسی گروهها و افراد ناگزیر از به رسمیت شناختن آن است ، توفیق در عرصه سیاست و جلب آراء و نظر افراد مستلزم احترام به این ساختار اجتماعی است و به همین دلیل است که شعار اصلاح گری و اصلاح طلبی بیش از سایر شعارها در میان کاندیداهای انتخاباتی این استان شنیده می شود . در اینجا وظیفه رسانه ها شناسایی نیروهایی است که باور عمیق به اصلاح طلبی را در تفکر خود نهادینه کرده و می توانند نقش پیشرو را در فرایند اصلاح طلبی داشته باشند . در بخش بعدی ، شاخصه های بومی کردن اصلاحات را مورد بررسی قرار خواهم داد .
                                                   تهران . ا . محمدی
نوشته شده توسط تابان در ساعت 21:32 | لینک  |